آن مرد آمد-قسمت سوم

داستان مردي كه در سرماي زمستان برجا ميخكوب شده بود خيلي زود همه جا پيچيد. همه شبكه هاي خبري در راس برنامه ها به اين موضوع پرداختند و متخصصان با مجري ها در نشست هاي تحليلي بگومگو كردند. پس از يكي دو روز شور و هيجان و بحث هاي كارشناسي تمام نشدني تيمي خبره از پزشكان به اين نتيجه رسيدند كه با موردي نادر از سرمازدگي مواجه هستند. يكي از متخصصان حتي ابراز اميدواري كرد كه شايد بررسي اين مورد بتواند به كشف راههاي موثري براي افزايش طول عمر بشر بيانجامد.

مورد مرد نشسته تنها مورد علاقه تيم هاي پزشكي نبود. پليس روزي چند بار مجبور به دستگيري افرادي ميشد كه با سوء استفاده از غفلت ماموران از نوار احتياطي ميگذشتند و خود را به مرد نشسته ميرساندند.معمولن هدف ماجراجويان لمس كردن و از نزديك بررسي كردن و چه بسا گرفتن عكس يادگاري با معجزه نشسته بود. اما در ميان دستگير شدگان موارد جالبي هم وجود داشت. مرد جواني خود را به مرد نشسته رسانده بود و به همان حالت و با چشمان بسته در اعتراض به دستگيري فعالان سياسي بر زمين نشسته بود. ديگري خود را به مرد نشسته رسانده بود و با اسپري رنگ بر صورت او عليه رسانه هاي خبري سرمايه داري ناسزا نوشته بود. چند نفري هن آمده بودند تا از امامزاده جديد طلب شفا و ثروت و ارتقاي شغلي كنند. شهردار در اين زمينه پيامي ويژه صادر كرد و ضمن تشكر از شهروندان بخاطر توجه به مسايل نوظهور فرهنگي از مردم خواست كه تا اطلاع ثانوي از ازدحام در آن منطقه بپرهيزند.

كسبه دو هفته اي بود كه سر كار نميرفتند. يعني اجازه ورود به گذر را نداشتند. همهمه اوليه كه آرام شد صداي زمزمه اعتراض كسبه هم بلند شد. اما در آن ميانه كسي توجهي به غرولند چند خرده فروش بي سروپا نداشت. دوربين هاي خبري و خبرنگاران سمج در اين دو هفته در همه زواياي زندگي اهالي سرك كشيده بودند و بارها و بارها چند سوال ثابت را در گوش همسايه ها تكرار ميكردند. آيا كسي مرد را ميشناخت؟ آيا صبح روز واقعه كسي مرد را ديده بود؟ آيا مورد مشابه در اين محله سابقه داشته است؟ و آيا فرد مصاحبه شونده در خود تمايلي براي چسبيدگي به زمين سرد احساس نميكند؟…جواب همه اين سوالات منفي بود!

مرد نشسته همچنان بر جاي نشسته بود و آرام نفس ميكشيد. اما در معماي او پيشرفتي حاصل نميشد. خبر اوليه گرماي خود را از دست داد و به ناگهان حوصله خبرگزاري ها از اين علامت سوال ميخكوب بر زمين به سر آمد. دوربينها به همان سرعتي كه آمده بودند ناپديد شدند و جز چند نگهبان سرماخورده و نوارهاي ورود ممنوع كسي در آن محل بر جا نماند.

يك ماه گذشت و مرد نشسته در برف و بوران و آفتاب نيلوفروار برجاي ثابت مانده بود. از سخت گيري ماموران هم كاسته شده بود. كسبه به سر كار برگشته بودند و از حضور پرشمار مشتري هايي كه براي بازديد از اين اثر تاريخي جديد به محله فراموش شده مي آمدند راضي بودند. كم كم به فهرست اجناس همه مغازه ها برچسب هاي مرد نشسته، كارت پستالهاي مرد نشسته، مجسمه هاي كائوچويي مرد نشسته و دعاي زيارت مرد نشسته هم اضافه شد. مرد نشسته تبديل به يكي از جاذبه هاي توريستي شده بود…

ادامه دارد…

2 پاسخ to “آن مرد آمد-قسمت سوم”

  1. moon Says:

    قسمت چهارم؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: