جمعه بازار

روزگاری taddle creek رودخانه ای زیبا بود. رودی پرآب و آرام که از میان درختان و چمنزارهای دشت وسیعی که قرنها بعد شهری بزرگ آن را میبلعید میگذشت و با گذر از میان نیزارهای ساحلی به دریاچه انتاریو میریخت. ساکنان قدیمی دشت یعنی سرخپوستان هورون به این سرزمین که تا فرسنگ ها از هر سو گسترده بود و تا دوردستها کوه و تپه ای به چشم نمی آمد تکارونتو میگفتند. یعنی جایی که درختان بر روی آب می ایستند. اروپاییان که آمدند در ساحل دریاچه شهری کوچک و محصور در دیوارهای سنگی به نام یورک ساختند. شهر یورک (یا همان  dirty little York در زبان ساکنانش) در زمینهای باتلاقی دشت تورنتو فرو رفته بود.  در جریان جنگ ۱۸۱۲ با حمله نیروهای انگلیسی یورک تقریبن با خاک یکسان شد. بیست سال بعد که شهری نو بر ویرانه های یورک برآمد بر سر نام گذاری‌اش اختلاف ایجاد شد. بالاخره تصمیم بر آن شد که از خیر «یورک» و «نیویورک» بگذرند و همان اسم آبا و اجدادی را بر سر یورک گل‌آلود بگذارند. شهری که درختانش بر سطح آب می‌ایستند!

taddle creek از حاشیه شمالی شهر میگذشت. دانشگاه تورنتو را در حاشیه آن ساختند و در مسیر رود سدی خاکی زدند که در پشت آن برکه‌ای زیبا شکل گرفت.

https://i1.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/2/20/Taddle_Creek_-_McCaul%27s_Pond.jpg

شهر تورنتو بزرگ و بزرگ تر شد و مردمان با خود آلودگیهایشان را هم آوردند. چندی نگذشت که taddle creek تبدیل به رودی بویناک و آلوده شد که در أب گل آلود أن موشها در میان توده های زباله شنا میکردند. همه گیری وبا در میانه قرن نوزده و زمین همیشه گل آلود تورنتو باعث شد که تورنتونشینان در سودای صنعتی شدن و مدرن سازی نمای شهر تصمیمی عجیب بگیرند. بین سالهای ۱۸۶۰ تا ۱۹۰۰ همه رودهای دشت تورنتو در خاک دفن شدند و اثری از آن دشت پرآب نماند. تعدادی از رودهای کوچکتر خشکیدند و یا به سیستم فاضلاب متصل شدند. اما  taddle creek باقی ماند و تبدیل به رودخانه ای زیرزمینی شد که دور از هیاهوی شهر شلوغ بالاسر، همچنان آرام درتاریکی تونل های زیرزمینی جاری بود و به دریا میریخت. اما در سطح زمین جایی که دانشگاه تورنتو گسترش میافت و خیابان Bloor مدرن و پررفت و آمد میشد دیگر اثری از رود و برکه نبود، و  taddle creek از یاد مردمان رفت.

***

در پشت موزه سلطنتی انتاریو و دانشکده موسیقی، پایین خیابان Bloor، پیاده رویی پر درخت و آرام است که زمین پست و فرورفته آن از محیط اطراف متمایز است. پیاده روی سنگفرش که آن را Philosopher’s walk یا گذر فلاسفه میگویند. وقتی از شلوغی خیابان Bloor راه کج میکنید و وارد پیاده رو محصور در میان ساختمانهای ویکتورین فرسوده و قدیمی میشوید به ناگاه سکوتی سنگین فضا را پر میکند. انگار وارد جهان دیگری شده اید. مدتی که در پیاده رو قدم زدید و خوب که در میان درختان آن گم شدید، اگر خوب گوش فرا دهید صدای جریان وهم آلود رودخانه ای را میشنوید. منبع صدا دریچه‌های کانال آبی است که به موازات پیاده رو در زیرزمین کشیده شده است و taddle creek کهنسال در کف آن جاری است…

***

در جمعه شب های زمستان، شب که از نیمه بگذرد، آنها که قدم زدن در گذر فلاسفه را به شلوغی خیابان های اطراف ترجیح داده اند ممکن است با صحنه ای غریب مواجه شوند. مردمانی را میبینند که گروه گروه از پشت درختان و ساختمانها پدیدار میشوند. گروهی بقچه های بزرگ بر دوش دارند و گروهی گاری های پر از خوراکی های رنگین را هل میدهند. گروهی گرم مشغول گپ و شادی اند و گروهی ایستاده با نگاهی متعجب به ناظر خیره میشوند. گروهی لباس های رنگین و عجیب پوشیده اند و گروهی تن های رنگینشان را به نمایش گذاشته اند. گروهی قیافه آدمی دارند و عده ای را شاید بشود گفت به حیوانات شبیه ترند.حتی عده ای قورباغه ای دست فروش را دیده اند که لیف و صابون میفروشد. و یا مردی با لباس فاخر اما با صورتی مانند زنبور که در معیت خدم و حشم خود به جمعیت میپیوندد، اما هر از چندی چشمان مرکب خود را با نگاهی مشکوک و ناباور به سمت ناظر برمیگرداند. و یا زنی که عشوه کنان در میان عابران به دنبال مشتری میگردد، اما در زیر لباس نیمه عریانش تنی پوشیده از پر دارد.

نکته عجیب آنجاست که نه از قدمهایشان و نه از خنده هایشان صدایی برنمیخیزد. انگار هر آنچه بر این مردمان میگذرد را از پشت شیشه ای ضخیم میبینید. اگر ناظر از دیدن این صحنه غریب پا به فرار نگذارد و یا به مشاعر خود تردید نکند، میبیند که این کارناوال رنگین صامت به سمت دریچه کانال که در سرمای زمستان از آن بخاری ضخیم برمیخیزد در حرکتند و به محض رسیدن به آن در چشم به هم زدنی ناپدید میشوند.

ارواح رودخانه هنوز جمعه بازار دارند. هنوز نیمه شب های زمستانی در ساحل taddle creek جمع میشوند و میخورند و شادی میکنند. اما در ساحل رودخانه ای که در زیر زمین جاری است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: