آشنایی با انواع و آداب و رسوم دیوهای ساکن فلات ایران-ادامه قسمت اول

ادامه مدخل بزدیوان:

ترس از آهن:

ترس بزدیوان از فلزات پدیده ای شناخته شده است. نژاد بزدیو بطور فیزیولوژیک از فلزات جامد دوری میکند. به گفته شاهدان عینی فرو رفتن فلزات هرچند کوچک (مثل سوزن و سنجاق) در بدن بزدیو وی را تقریبن بطور کامل فلج میکند و بزدیو توانایی در زمین فرو رفتن و ناپدید شدن را از دست میدهد. موارد متعددی از شکار و اسیر کردن بزدیوها در مناطق روستایی با این روش گزارش شده است. هرچند نگارنده به دلایل مختلفی این عمل را تقبیح میکند. اولن فایده ای از اسیر کردن بزدیو نصیب افراد نمیشود چرا که بر خلاف تصور عامه که بزدیوان (یا همان جنیان) جایگاه گنجهای پنهان و جواهرات را به صاحبانشان نشان میدهند این موجودات فاقد چنین توانایی و اطلاعاتی هستند. از سوی دیگر بز دیو فلج شده عملن توانایی کار و فعالیت معمولی را نیز از دست میدهد و بطور سنتی فقط به درد نمایش خیابانی میخورد که از نظر نگارنده عملی غیراخلاقی است. سوای همه اینها ذکر این نکته مهم به نظر میرسد که هرچند بزدیوان تمایلی به برخورد با انسانها ندارند و احتمال آسیب و خطر به انسان در نتیجه برخورد تصادفی با بزدیوها بسیار کم است، اما به علت ساختار خانوادگی منسجم و اتحاد بین قبیله ای سایر بزدیوها جهت آزاد کردن بزدیو دربند تمام تلاش خود را مبذول میدارند. گزارش ها نشان میدهند که معمولن سرنوشت غم انگیزی در انتظار شکارکنندگان بزدیوها است. بزدیو که موجودی ذاتن صلح طلب است در مواردی که احساس خطر کند تبدیل به موجودی شیطانی و بیرحم میشود. از ایجاد سروصداهای شبانه گرفته تا پرتاب کلوخهای سنگ  و آزار و اذیت افراد موارد شایع گزارش شده در این زمینه هستند. در یکی از موارد اخیر که دریکی از روستاهای طالش مشاهده شده است، بزدیوها شکارچی بزدیو را به مدت سه شبانه روز از درختی آویزان کرده و تمام طول شب تا حد مرگ غلغلک داده اند، به طوریکه صدای فریادهای گوشخراش قربانی تا فواصل طولانی نیزدر میان جنگل شنیده میشده است، که همین امر زمینه جستجوی اهالی و نجات وی را فراهم کرد. در مورد دیگری که چند سال پیش در یکی از روستاهای اردبیل گزارش شده است خانه فرد شکارچی بوسیله هزاران قلوه سنگ مورد حمله بزدیوهای پنهان در تاریکی قرار گرفته، به طوریکه صبح فردا اهالی محل به جای خانه فرد با تلی از سنگ و کلوخ مواجه شده اند. نمونه های متعددی از این داستانها وجود دارد که در این مقال نمیگنجد.

تاریخ اجمالی و حوادث مهم:

بزدیوها احتمالن چندین هزار سال پیش از غرب و شمال غربی به فلات ایران مهاجرت کرده اند. در طول این مدت همواره با حاکمان منطقه ای و قدرتمندان همکاری کرده و از هر گونه مخالفت و مبارزه ای دوری نموده اند. از مهمترین این موارد میتوان از هم پیمانی با گاودیوان مبارز در مازندران در مقابل حمله نیروهای آریایی، همکاری با فریدون پیشدادی جهت در بند کردن ضحاک ماردوش در قلمرو دیوان البرز در دوران سیاهی دوم، همکاری با خلفای عباسی مخصوصن هارون الرشید جهت امور جابجایی و حمل و نقل سریع، هم پیمانی با مبارزان ایرانی در مبارزه با غولهای مزدور توسط مغولان در زمان سیاهی سوم که سربازان انسانی در مقابله با آنها عاجز بوده اند، نام برد. از مهمترین سرداران بزدیوان در تاریخ ایران میتوان به عشعش پور فقطش در سپاه سپیددیوان منطقه آمل، و زهنش بن قعنش جنّی از سرداران سپاه سلطان محمد خوارزمشاه اشاره کرد.

اصولی که باید در صورت برخورد با بزدیوان به یاد داشته باشید:

مهمترین توصیه ای که میتوان کرد توجه به این امر است که احتمال آسیب انسان توسط بزدیو در برخورد های تصادفی بسیار کم است. به افرادی که به طور تصادفی در میانه شب در مناطق جنگلی، آب گیر ها یا حمامها و آب انبارهای متروک با گروههای بزدیو مواجه میشوند توصیه میشود که هرچه سریعتر محل را ترک کرده و از کنجکاوی و یا ایجاد سرو صدا و مضطرب کردن آنها خودداری کنند. خواندن اوراد و ادعیه تاثیر ثابت شده ای ندارد. استفاده از سوزن و فلزات هم هرچند در کوتاه مدت منجر به ناتوانی این موجودات میشود اما احتمال عوارض و خطرات جانی را در نتیجه انتقام گیری افزایش میدهد، در نتیجه توصیه نمیشود. در شبهای فصول زمستان و خشکسالی احتمال نزدیک شدن گروهی بزدیوها به مناطق مسکونی روستایی وجود دارد. بهترین استراتژی عدم توجه است. معمولن این موجودات به قدر نیاز از میوه جات باغها و انبارها برمیدارند و به سرعت ناپدید میشوند.

10 پاسخ to “آشنایی با انواع و آداب و رسوم دیوهای ساکن فلات ایران-ادامه قسمت اول”

  1. محمد Says:

    جالبه که با اینکه تاحالا فقط از قدیمیا این جور داستانها رو شنیدم اما کاملا با حرفهای شما مطابقت داشت!!
    بعضیا انقدر به این موضوع معتقدند که همیشه یه سنجاق قفلی همراهشون هست!! D:
    اما دم بز دیوها گرم، نمیدونم از نظر تکنولوژیکی زندگیشون در چه سطحه.. اصلا شاید شاخه های علم رو در مسیر های دیگه ای گسترش داده باشن یا شایدم فرمول های دیگه ای که حاکم بر طبیعت هستند رو کشف کرده باشن!!
    در جواب اون دوست خوبم باید بگم :اگه بزدیوهابا وجود زندگی تو کوه و بیابون از وب و اینترنت سر در بیارن اولا باید گفت خیلی مخن! ثانیا مطمئنا از نظر فرهنگ و مظاهر مدنیت اونقدر پیشرفت کردن که حقوق بشر و حقوق بزدیو رو رعایت کنن!!
    با تشکر از نویسنده_من تازه با وبلاگتون آشنا شدم
    بسیار جالب بود

  2. بابک Says:

    عالی بود. یک سوال آیا بز دیوها همزاد انسان هستند. یعنی هر آدمی یک همزاد بزدیو داره؟

    • Utna Says:

      بعید میدونم. خیلی ها به این امر اعتقاد دارند ولی با عقل جور درنمیاد! چون همانطور که برای هر انسانی میتونه یک همزاد گوسفند یا مرغ وجود داشته باشه یک بزدیو هم میتونه وجود داشته باشه! این موجودات اصولن از برخورد و ارتباط با انسانها دوری میکنن. اون چیزی که در واقع به نام همزاد شناخته میشه یه نوع لولوخرخره است. بعدن خواهم نوشت که لولوها فاقد جسمیت و صورت هستند، و انواعی از اونها در برخورد با انسانها رفتارها یا قیافه هاشون رو تقلید میکنن. انواع دیگری هم مثل آل مردآزما و بختک زندگی انگلی دارن و در واقع از انسانها تغذیه میکنن. همزاد میتونه یه نوع لولوخرخره یا لولوسرخرمن باشه.

  3. mehr01 Says:

    عزیزی آمده بود محل کسب بنده و داشت داستان کاملا واقعی را تعریف می کرد از یکی از دوستانش که تسخیر شده بود . این آقا یک آدم خیلی خیلی ساده بود که نه فیلم هالیوودی دیده بود و نه اینکه می دانست جنها چطور موجوداتی هستند . او ماجرای مفصل و اعجاب آوری را تعریف کرد از بلایی که بر سر یکی از دوستانش آمده بود ـ ذکر مصیبت ـ با همه این احوال چند تا سوال از او پرسیدم تا اگر دروغی در کارش باشد مشخص شود ـ چون پدیده جن زدگی برای برادرم هم پیش آمده بود ـ جوابهایش کاملاً با موردهای مشابه مطابقت داشت تا حدی که بعضی رویدادها نشان می داد این ماجرا ارزش نوشتن را دارد . او در بیان ماجرا به نوعی طبقه بندی در میان موجودات عنصری اشاره کرد . فکر می کنید او از چه موجوداتی صحبت کرد .
    بزد یوها .
    بپرسم اگر نوشتن این ماجرا مشکلی برای خودم ایجاد نمی کند و اینها دنبال من راه نمی افتند برایتان مینویسم

    • Utna Says:

      البته در پست بعدی خواهم نوشت که هدف من از نوشتن این راهنما صرفن نگاهی فانتزی به شخصیتهای تخیلی موجود در فرهنگ و فولکلور ماست که البته بنا بر علایق شخصی کمی رنگ و آب هم به اونها داده ام و به قولی برداشت آزاد کرده ام!
      این عبارت بزدیو رو هم کاملن از خودم درآورده ام و برام جالبه که شما طبقه بندی مشابهی هم دیدید.
      اینکه داستان رو بنویسید با کمال میل! اما اینکه در اثر نوشتن به دنبال شما راه نیافتند من تضمین نمیکنم!😉 راستش اون چندتا بزدیوی که من میشناسم بسیار جوانان جنتلمن و مبادی آدابی هستند!

  4. ادیس Says:

    ممنون عزیز. عالی بود

  5. رامتين Says:

    سلام
    از طريق وبلاگ مهر 01 به وبلاكت اومدم.وبلاگ عالي داري مخصوصا مطلب هاي قبلي .
    كاش همه مثل ما تحمل خواندن همه چيز را داشتند نه اينكه از روي ناداني خودشان را توجيه كنند.
    من لينكت كردم شما هم اگر افتخار ميدهي لينكمون كن.

  6. رضا Says:

    میزان هوش؟ خط و نوشتن؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: