قرائت سریانی-آرامی قرآن ۱

در حال خوندن کتاب «قرائت سوری-آرامی قرآن» هستم. باید اعتراف کنم که کتاب به شدت فنی و سخت نوشته شده و اصلن به اون هیجان انگیزی که تصور میکردم نیست!! من در همینجا از دوستانی که تقاضای داستانهای رومانتیک و هیجان انگیز رو داشتن عذر میخوام و قول میدم بعد از پایان این داستان براتون چندتا قصه عشق و عاشقی و هزار و یک شبی تعریف کنم!

کتاب همونطور که نویسنده در مقدمه اشاره میکنه یک بررسی فیلولوژیک (Philologic) یا فرم-معناشناسانه قرآن ه.هر صفحه مملو از جملات عربی،معادل آرامی و گاه عبری ومندایی اونها و ترجمه های مختلف انگلیسی، فرانسوی و آلمانیه! در واقع باید بگم برای اینکه کتاب رو به درستی و به طور کامل بفهمید باید حداقل یک زبان شناس آشنا به زبانهای انگلیسی، عربی، آرامی و … باشید! من به عنوان کسی که تا حدودی انگلیسی بلدم و عربی رو میتونم از رو بخونم این وسط تنها نقش یک تماشاچی علاقه مند رو دارم!! ولی خوب! سعیم رو میکنم که یک تصویر قابل درک از اونچه که تا الان در کتاب گذشته بهتون بدم!

نویسنده به یک مساله مهم تاریخی اشاره میکنه. اینکه به علت تازگی و ناپختگی زبان و رسم الخط عربی در زمان نزول قرآن، که در واقع جزو اولین مکتوبات به این زبان به حساب میاد، معنای بسیاری از جملات و آیات قرآن حتی برای خواننده متخصص عرب زبان هم مبهم و اختلاف برانگیزه. این ابهام ذاتی منجر شده به اینکه ترجمه قرآن به زبانهای دیگر عملن غیرممکن بشه! نویسنده در ادامه به یک مرور جامع از پژوهشهای زبان شناسی انجام شده توسط دانشمندان غربی میپردازه و افراد تاثیرگذار رو معرفی میکنه. در اینجا باید اعتراف دیگری بکنم! همونطور که احتمالن به خوبی میدونین و در این تجربه با من شریکین مفهوم پژوهش در قرآن در ایران معنای کاملن محدود و دگمی داره، و به تفسیرهای انجام شده توسط روحانیون و گاه سعی در پیدا کردن توجیهات علمی از محتوای مبهم آیات (که معمولن هم موفق نبوده!) محدود میشه. در نتیجه زبان شناسان بزرگی چون تئودر نولدکه و ریچارد بل برای ایرانیها چندان شناخته شده نیستند. کتاب قرائت سوری آرامی شاید بشه گفت در حد قابل توجهی بر شانه های تئودور نولدکه ایستاده، زبان شناس بزرگی که تقریبن در هر زبان تاریخی و موجود خاورمیانه تخصص قابل توجهی داشته و از زبان فارسی باستان گرفته تا عربی و زبانهای سامی و مندایی و غیره حرف حسابی برای گفتن داشته. من به این آقا علاقه مند شدم و در آینده به سراغ آثار بازمانده از اون خواهم رفت!

نکته قابل توجه دیگه رجوع قابل توجه نویسنده به کتاب «تفسیر طبری»ه. ما محمد جریر طبری تاریخنگار ایرانی رو معمولن با کتاب تاریخ طبری میشناسیم. در حالیکه طبری یک کتاب جامع تفسیر قرآن هم داره که ظاهرن یکی از کلاسیکهای تفسیر قرآن به حساب میاد و یکی از منابع مهم و اصلی مراجعه پژوهشگران برای بررسی تفسیرهای اولیه از قرآن محسوب میشه. در جای جای این کتاب،آقای طبری به موارد متعددی اشاره کرده که در تفسیر آیات بین فقها اختلاف وجود داره. لوکزنبرگ در کتاب «قرائت سوری آرامی…» اول به سراغ این موارد اختلاف برانگیز رفته. فرضیه لوکزنبرگ اینه که اکثر این موارد ابهام رو میشه با نگاه به ریشه های سوری-آرامی کلمات روشن کرد. اون در ادامه این متدولوژی رو گسترش میده و صدها و صدها نمونه در کتاب معرفی میکنه از مواردی که یک قرائت سوری-آرامی معنای قابل فهم تری از آیه به خواننده منتقل میکنه. کلماتی که ترجمه لفظ به لفظ از ریشه سوری-آرامی هستند و معادل دیگری در عربی ندارند، کلماتی عربی که در واقع غلط های املایی از نمونه های سوری-آرامی هستند و این غلط نویسی منجر شده که معنای کلام عوض بشه، موارد متعددی که ساختار جمله نه با گرامر عربی بلکه با گرامر زبان آرامی نوشته شده و در جای دیگری هم در زبان عربی تکرار نشده، و موارد متعددی از کلمات عربی که در جمله معنای ناجوری دارند و تنها وقتی کل جمله رو به زبان آرامی بازترجمه میکنیم معنای مناسب پیدا میکنند و ….

حالا چرا سوری-آرامی؟ زبان سوری-آرامی (Syriac) یکی از زبانهای کهن اقوام سامی در منطقه خاور میانه است.زبانی که در زمان خودش گسترش جغرافیایی قابل توجهی از شمال افریقا تا سوریه و عربستان داشته. در طول سالیان به تدریج میزان گستردگی و استفاده از این زبان محدود میشه و عملن از حدود ۱۰۰۰ سال پیش به این طرف با زبان عربی جایگزین میشه. این زبان شباهت قابل توجهی با عربی داره، از راست نوشته میشه و هزاران هزار کلمه و ریشه مشترک بین این دو زبان هست! بسیاری از متونی که توسط متفکران مسیحی ساکن سوریه و شبه جزیره عربستان نوشته شده به زبان و خط سوری-آرامی ه، و در واقع این زبان چیزی مثل لاتین زبان ادبی بسیاری از فرق مسیحی بوده. زبان عربی به تدریج از بطن این زبان متولد میشه و بسیاری از کلمات و قواعد نوشتاری و گفتاری اون رو به عاریت میگیره تا کم کم شکل و قاعده خاص خودش رو پیدا کنه. نویسنده (و البته بسیاری از پژوهشگران غربی دیگر مانند نولدکه) معتقده که در زمانی که قرآن نوشته میشده زبان عربی هنوز از ساختار و قواعد و واژگان کافی برای شکل دادن یک زبان مستقل برخوردار نبوده و در واقع قوانین صرف و نحو و نوشتار عربی به تدریج و در طول چند صد سال توسط پژوهشگران عرب و ایرانی شکل و قیافه پیدا میکنه و تبدیل به یک زبان جامع میشه. جالبه که ارتباط ریشه ای عربی و آرامی به تدریج قطع میشه و بسیاری از نومسلمانانی که تبدیل به متفکران و بنیان گذاران قواعد عربی میشن عملن از این ارتباط بین دو زبان بی خبر بودند.در نتیجه در تفسیر و توجیه بسیاری از ابهامات و پیچیدگیهای زبان قرآن که در واقع از زبان سوری-آرامی منشا میگیره به داستان سرایی و حدیث سازی روی میارند، و در نتیجه خیلی از توجیهات تاریخی که در «سنت» جهت تفسیر آیات قرآن ارائه میشه در واقع به این علته که مفسران سوری-آرامی نمیدونستند و برای معنی بخشیدن به ابهام داستان و توجیه بعضن غیرقابل باوری رو از خودشون درآوردند!

خودتون رو اذیت نکنید! نمیشه خوندش! این صفحه به زبان آرامی نوشته شده نه عربی!!

چرا عربی در معرض خطا و اشتباه بوده؟

در زمانی که قرآن نوشته میشده رسم الخط زمان رسم الخط حجازی (چیزی شبیه به کوفی) بوده. در این رسم الخط همزه، الف وسط کلمات (مثل سماوات و سموات) وجود نداشته. و از همه بدتر چیزی به اسم نقطه اختراع نشده بوده!! در نتیجه ث ب ت، خ ج ح ، ذ د، ر ز، س ش، ص ض، ط ظ، ف ق، ی ن، و ع غ عینن مثل هم نوشته میشدند! عینن مثل هم! وحشتناک به نظر میرسه! یعنی عملن بین عبارت «نبت» و «س» فرقی نبود! هردو ۳ دندانه داشتند!علاوه بر این در رسم الخط حجازی عملن «د» و «ر» هم دندانه دار و مثل هم نوشته میشدند و صد البته حروفی مانند ه و ح ، الف و ع هم از نظر صوتی تقریبن شبیه هم تلفظ میشدند! طبیعتن میدونین که اعراب (فتحه، کسره، ضمه و تنوین) هم وجود خارجی نداشته و بعدن اضافه شده!

بیاین با هم یک مثال رو تمرین کنیم! سعی کنید این صفحه قرآن اولیه رو که با رسم الخط حجازی نوشته شده بخونین! اول خوب سعی کنید و بعد به معادل امروزیش نگاه کنید! تقلب نکنید! اول حجازی، بعد امروزی!

خوب! برای شروع بد نبود! این استعداد ابهام زایی منجر شد که مفهومی به نام تفسیر قرآن بوجود بیاد. نخستین تفسیر قرآن به گفته نویسنده تفسیر ابن عباس ه که جالب اینه که در زمان فوت پیامبر فقط ۱۲ سال داشته. بعلاوه اینکه روایات متعددی وجود داره که این ابهامات حتی در زمان حیات پیغمبر هم وجود داشته و پاسخ اون به این جور ابهامها معمولن سکوت بوده. نمونه روایتی در طبری:

«ما به محضر رسول الله ص رفتیم. ایشان با علی ع مشغول صحبت بودند. ما گفتیم یا رسول الله ما در خواندن فلان بخش قرآن اختلاف نظر داریم. ایشان فرمودند گذشتگان شما هم نابود شدند چون با هم در اختلاف بودند. سپس ایشان در گوش علی ع چیزی را زمزمه کردند. سپس علی ع فرمودند رسول خدا ص میفرمایند که آنگونه بخوانید که به شما یاد داده شده»!

نمونه دیگر باز هم از طبری به نقل از اوبی(Ubayy):

«دو مرد در قرائت آیه ای اختلاف کردند و هرکدام مدعی بود که رسول خدا خود آنگونه به آنها آموخته است. به سراغ اوبی رفتند تا در میانشان داوری کند. در حالیکه او خود آن آیه را به گونه ای دیگر قرائت کرد(!) سه نفری به محضر رسول خدا رفتند که یا رسول الله ما هرکدام این آیه را به گونه ای قرائت میکنیم و هرکدام معتقدیم که شما خود آن را آنگونه به ما آموزش داده اید. ایشان به اولی فرمودند که آیه را برایم بخوان. خواند و رسول الله فرمود صحیح! دومی به گونه ای دیگر خواند و ایشان فرمود صحیح! و اوبی به شکلی دیگر خواند و بازهم ایشان فرمود صحیح! اوبی خود میگوید: این مساله باعث شد در دل من شکی نسبت به رسول خدا ص بوجود آید از جنس شک کافران! رسول الله که از چهره من متوجه تردید من شدند دستشان را بلند کردند و بر سینه من زدند و فرمودند: به خدا پناه ببر از شر وسوسه شیطان! و اوبی میگوید: و به ناگاه ایمان من بازگشت!»

ادامه دارد…

28 پاسخ to “قرائت سریانی-آرامی قرآن ۱”

  1. حامد Says:

    کتابهای سیچین هم خواندن دارد و جای تفکر.پس زیاد دنبال جبهه نگردین که خدا پرست باشید یا بیخدا.داستان خیلی پیچیده تر و غیر قابل باور تر از این حرفاست.قرآن کتاب عجیبیه.کتابیه که به شدت در پرده سیاست و سانسور در طول تاریخ پنهان شده.حرف محمد یک راهی به تمام سوالات نشون میده:اگر آنچه سلمان میداند ابوذر میدانست به یقین کافر میشد(سلمان پاک:دکتر شریعتی).قرآن و دین اسلام از کجا آمده؟از طرف خود محمدا یا شاید فرازمینی ها؟ به اطمینان میتونم بگم کار خدای به اصطلاح بزرگ و هم فن حریف عالم نیست چون وجودش به شدت بعیده(خدا رو میگم).در حقیقت وجود خدا با یافته های فیزیک امروز ناهمخوان است!بیاید خودمون رو تعریف کنیم.جسم؟حافظه و خاطرات؟مجموعه از سلولهای عصبی؟چی بگیم.اگراط طریق علم ثابت بشه خدایی هست پس بزودی میتونیم نتیجه بگیریم هر کسی میتواند نقش خدایی داشته باشد.یعنی عالمهای بیشمار را به اختیار افراد بیشمار با توان سفر در زمان دو بعدی(واقعا شگفت آوره)

  2. حامد Says:

    جالبه که حوزه علمیه از این کتاب دفاع میکنه. ازیه طرف به قول معروف دست پیش گرفتن که پس نیافتن.از طرف دیگه حمایت حوزه نشون میده که کتاب در خلاف جهت نفع تسسن هستش.به هر صورت تا حالا که تو گوش مردم کرده بودن تو این کتاب تحریف نیست(بعضی افراطیها میگفتن دو جاش تحریف داره که اونم در مورد علی بن ابیطالبه).یعنی قرآن از زبان اصلیش به عربی ترجمه شده و اونم چه ترجمه ای.فکر کنم تاریخ اسلام رو یه تکون حسابی بده

  3. ariana Says:

    نوشته اید:در زمانی که قرآن نوشته می شده زبان عربی هنوز از ساختار و قواعد و واژگان کافی برای شکل دادن یک زبان مستقل برخوردار نبوده و در واقع قوانین صرف و نحو و نوشتار عربی به تدریج و در طول چند صد سال توسط پژوهشگران عرب و ایرانی شکل و قیافه پیدا میکنه و تبدیل به یک زبان جامع می شه.

    اگر ایم مطلب را بپذیریم پس تکلیف مجموعه اشعاری که به نام اشعار دوره جاهلی موسوم هستند و قصاید حتی بعضا 500 بیتی اعراب قبل از اسلام چه می شود؟! امام احمد غزالی می گوید زمانی که عازم مکه بوده 6000 بیت شعر دوره جاهلی ازبر بوده!
    اگر این بازی کلامی در باره قران هست چرا در باره اشعار عربی پیش از اسلام صدق نمی کند؟
    نمی شود زبان قرانی مغشوش بین آرامی و عربی باشد که ما می شناسیم و زبان شعری قبل از اسلام اینچنین نباشد!
    یادمان هم باشد که جایگاه شعری در قبائل عرب آنچنان بوده که پیدایش یک شاعر را جشن می گرفتند و…
    بسیار خوشحال می شوم توضیحی در این مورد بخوانم.

    • Utna Says:

      سلام
      من زبان شناس نیستم و در متن هم به کتاب مورد نظر ارجاع داده ام و از خودم ننوشته ام.
      اما اگر نظر شخصی من رو بخواهید باید عرض کنم که به نظرم ساختار و پیچیدگی زبان از طریق نوشتار شکل میگیرد و کامل میشود. وقتی در کل مکه در زمان محمد تعداد افراد باسواد به نقل از منابع تاریخ اسلام در حد ۲۰ نفر باشد طبیعتن کتاب و کتابت چندان رایج نیست و زبان، لغات و قواعدش سینه به سینه و از طریق فرهنگ شفاهی منتقل میشود. شاید دلیل معروفیت اشعار دوره جاهلی لحن تغزلی و حماسی بوده باشد تا ساختار گرامری درست و منسجم.

  4. فرهاد Says:

    با سلام.ممنون از نوشته هاتون
    و ممنون از اینکه جبهه نگرفتبنو متعصب نیستین
    یه سوال :
    تکلیف این آیه چی میشه ؟
    أنزلناه قرآنا عربیا
    یا مساوی بودن تعداد یه سری از کلمات مثل “دنیا” و “آخرت” یا اینکه کلمه یوم ۳۶۵ بار اومده و شهر ۱۲ بار.
    البته این نوشته های شما هم تا حد خیلی خیلی زیادی قابل تامله.کاش ترجمه این کتاب پیدا می شد

  5. محسن Says:

    به نام خدا . تحقیق جالبی بود من قبلا هم در این رابطه مطالعه داشتم چند نکته کلیدی اینجا هست که به نظر می رسه ازش غفلت شده اگه بخوایم منصفانه قضاوت کنیم باید بگم که خیلی از این مطالب صرف ادعا است که محقق به اثبات نرسونده البته کسی منکر ارتباط وشباهت بین زبان ارامی سریانی عبری و عربی بشه . بطور مثال نویسنده واژه «حور» رو در زبان سریانی به معنای انگور ذکر کردند در حالی که در عربی به معنای زنان باکره ترجمه میشه این در حالیست که قرینه ها و نشانه های کلام این مدعا رو کاملا نقض میکنه . ضمنا در رابطه با اختلاف قرائات در قران با تحقیقاتی که من انجام دادم اختلاف معانی رو در پی نداره البته معنای استعمالی . در ارتباط با تفسیر هم گویا ایشون نوعا با تفاسیر اشنایی نداشته چون تفاسیر در پی این نیستند که معانی واژه ها را از حیث معنای وضعی تفسیر کنند بلکه در پی این هستند که این معانی را از جهت اصطلاح قرانی بررسی میکنند ضمن اینکه قصد دارند مصداق و مدلولهای ایات رو بررسی کنند . جدا ممنون از طرح موضوع موفق باشین

  6. لاله Says:

    سلام دوست عزیز. دوست دارم اطلاعاتی را که راجع به قرآن پیدا کرده ام با شما هم در میان بگذارم. قرآن ساختاری ریاضی داره که خیلی جالب و بی نظیره. چیزیه که حدود ۳۰ سال پیش کشف شده . ثابت می کنه که قرآن کلام خود خداست نه انسان. چون امکان نداره یک انسان بتونه کتابی بنویسه که در عین با معنا بودن و شبیه شعر بودن دارای ساختار ریاضی ای باشه که برای محاسبه بعضی اعدادش ( بدلیل بزرگی ) ماشین حساب جواب نمیده و باید از کامپیوتر استفاده کرد. برای بررسی بیشتر به سایت submission.org مراجعه کنید .

  7. سینا Says:

    سلام. من به شدت دنبال این کتاب هستم. آیا در ایران هست؟ آیا به فارسی ترجمه شده؟لطفا برای کمک به بنده جواب را ایمیل کنید. متشکرم

  8. محمد Says:

    سلام دوست عزيز
    آيا كتاب ترجمه شده است؟

  9. محمد Says:

    سلام خيلي برايم جالب بود تصور مي كنم انچه را كه تاكنون بعنوان كلام خدا مي دانستم برخا با عقل م مقبول نبود و در دل ترس داشتم واز هيچكس هم توضيح نمي توانستم اين نوشته ها دري را برويم گشود كه انچه كه گاهي به ذهنم خطور مي كرد ممكن واقعن درست باشد اميدوارم اين كاوشها بدون تعصب دنبال شود ويقين ماهم كامل شود.امين

    • Utna Says:

      خوشحالم که به نظرت نوشته های مفیدی بود. اما یک توصیه دوستانه! هیچ وقت به چیزی یقین نداشته باش چه اون طرفی و چه این طرفی! و همیشه راهی رو برای تردید و عدم اطمینان باز بذار! بازم خوشحال میشم سر بزنی!🙂

  10. مازیار Says:

    مرسی از وقتی که برای خلاطه کردن خونده هاتون گذاشتین، برای منی که میخونمش انگار چکیده ی کتاب رو خونده ام.

  11. ariya Says:

    post hat aliye
    vaghean mersi, lezat mibaram. gahi dir mikhunam chon saram sholughe o postat ham vaght o tamarkoz mikhad. nemishe sar sari khundesh
    go on…🙂
    (bebakhshid pinglishe! in blacky (laptop am) ghatiye!)

  12. نیشگون Says:

    همه این حرف‌ها به کنار. از این که از Creative Commons استفاده کردی خیلی خوشم اومد.

  13. Babak Says:

    در ضمن از جوابت به دوستت هم خیلی خوشم اومد.

  14. Babak Says:

    این کتاب که نوشته کفاره ولی جالبه که اون کتاب طبری برای ما شناخته شده نیست (یعنی توی کتاب درسی مون نبود!).
    کتاب سختی بود من که نتونستم بخونم. جای تشکر بسیار داره که برای ما خلاصه کردید.

  15. wakeupiran Says:

    دوست عزیز، اثبات شده که تاریخ پسا پوریم Post-Purim توسط همین به اصطلاح روشنفکری یهودیت و مسیحیت کاملا فریبکارانه و مغرض نوشته شده است. حال از همین جا به این کتاب و حرفهائی که در مورد «رواج تفسیر» بین مسلمانان نوشته شک کنید که بقول خودتان این کتاب در حد قابل توجهی بر شانه های تئودور نولدکه ایستاده است.پس یعنی بر شانه های یک مامور کنیسه و کلیسا !!

    معهذا جهت خلاصه کردن کلام تعجب میکنم که چطور 4 بار تاکید خداوند در آیات متفاوت سوره قمر را که فرموده اند **»بدون ترديد قرآن را برای متوجه شدن آسان كرديم، آيا كسی هست كه متوجه شود؟»** را رها کرده اید و گفتمان یک مامور کنیسه و کلیسا در مورد قرآن را دنبال میکنید ؟؟؟؟!!!

    شما حتما باید آخرین پست وبلاگ من را بخوانید که نشان میدهد چطور یهودیان فاریسی اولین کسانی هستند که دست به نوشتن تفسیر به طور سیستماتیک زدند و حتی عیسی (ع) آنها را لعن و نفرین کرد!

     

    • Utna Says:

      دوست عزیز ممنون بابت نظرتون.
      ۱- من دارم این کتاب رو میخونم و بنا به عادت قدیمی (که میتونین با مراجعه به آرشیو وبلاگ ببینین) دوست دارم اونچه رو میخونم با دیگران درمیان بذارم. چه بسا که کسانی باشند که علاقه داشته باشند در این مورد بدونند و فرصت و دسترسی به این منابع نداشته باشند. در نتیجه همونطور که مشخصه من این کتاب رو ننوشتم و فقط دارم خلاصه ازش رو در حد توانم در این وبلاگ ارائه میکنم.
      ۲- من کلن علاقه ای ندارم همه چیز رو صفر و یک و مطلق نگاه کنم. اگر هم کسی این کار رو بکنه خیلی حرفش رو باور نمیکنم. رفتار و کردارم رو بر نسبیت بنا کردم. شرمنده ام ولی روش زندگیم اینه. در نتیجه این عبارتها که «اثبات شده است» و «کاملا فریبکارانه» «مامور کنیسه» و غیره چندان به مذاق من خوش نمیاد. از نظر من چیزی اثبات شده نیست!
      ۳- کتاب حاضر بر خلاف اونچه که در ظاهر به نظر میرسه تاریخی نیست. زبان شناسانه ست. تمام آنچه که تا الان گفتم هم بخشی از مقدمات کتابه. کتاب دو الگوی زبانی رو در کنار هم میذاره و به تحلیل ساختار معنایی و گرامری میپردازه. من زبان شناس نیستم. ولی تا اونجا که درک کردم روش به کار رفته از دیدگاه زبان شناسی غیر منطقی نیست. و صد البته موضوعیه که در زمینه قرآن پژوهی و باستان شناسی قرآن بسیار نیاز بهش احساس میشد و این کتاب قدم رو به جلوییه.
      ۴- نویسنده این دو روایت از طبری رو به عنوان شواهد جانبی از مبهم بودن متن قرآن از ابتدا ارائه میکنه. ممکنه همونطور که شما معتقدید این روایت ها از بیخ دروغ باشند! این مساله در سیر مطالب کتاب خللی وارد نمیکنه، چون همونطور که گفتم نویسنده در مورد لغات و معناها صحبت میکنه نه احادیث.
      ۵-اتفاقن نویسنده در جایی از کتاب به همین اشاره قرآن به آسان و قابل درک بودن قرآن هم ارجاع میده. چیزی که اون میگه اینه که چرا باوجود تاکید خود قرآن بر آسانی و قابل درک بودن قرآن مفهوم بسیاری ازآیات چنان مبهم و پیچیده است که صدها و هزاران صفحه تفسیر هم نتونسته در طول قرون به معنای اونها پی ببره! جواب احتمالی شما رو میدونم! احتمالن خواهید گفت قرآن لایه های مختلف معنایی برای سطوح مختلف پیچیدگی داره. اگر هم اینطور باشه قبول بفرمایید که با نص عبارت «بدون ترديد قرآن را برای متوجه شدن آسان كرديم، آيا كسی هست كه متوجه شود؟» در تناقضه.
      ۶-برای شخص من مهم نیست کسی مامور کلیساست یا اینتلیجنت سرویس! نقد علمی راه و روش داره و میشه کار افراد رو سوای از اینکه که هستند با اون محک ارزیابی کرد. در نتیجه شما رو ارجاع میدم به این مثل معروف که «گر تو بهتر میزنی بستان بزن»! در فرصت مناسب وبلاگ ارزشمند شما رو خواهم خوند و بسیار یاد خواهم گرفت.
      ۷- در پایان بازهم تشکر میکنم تشریف آوردید و مایه خوشوقتی خواهد بود که نظراتتون رو بفرمایید. ولی از آنجایی که من نویسنده این کتاب نیستم-و در نتیجه لزومن فکر نمیکنم که هرچه نویسنده گفته درسته- و خودم رو هم زبان شناس نمیدونم، قضاوت نهایی رو به خواننده ها واگذار میکنم و البته تا اونجا که توانایی و جذابیت بحث اجازه بده دور هم به بحث و تبادل نظر ادامه خواهیم داد.

  16. سروش Says:

    در دل من شکی به وجود آمد!
    D:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: