جوک به مثابه یک اعتراض اجتماعی

«هر جوک یک انقلاب کوچک است» جورج اورول

در تاریخ سیاسی معاصر ایران جوک ها و لطیفه‌های سیاسی در میان طبقات مختلف اجتماعی در مقیاس گسترده‌ای ردو بدل میشده‌اند. تقریبن می‌شود گفت که بعد از هر حادثه مهم و تاثیرگذار سیاسی نوبت به تولید جوک ها و خنده های پنهانی می‌رسیده است. جالب اینجاست که حتی در دورانهای تاریک و خفقان‌های سیاسی و اجتماعی هم همیشه جوک ها و لطیفه‌ها بوده‌اند که کمی شرایط را برای مردم تحت فشار قابل تحمل می کرده‌اند. هر کدام از ما با رجوع به حافظه می‌توانیم جوکهایی مرتبط با حوادث مختلف سیاسی کشور را به یاد بیاوریم، که البته بسیاری دیگر جذابیت‌های خود را از دست داده‌اند و به عبارتی تاریخ مصرفشان تمام شده است. این روزها با بالا گرفتن داستان رقابتهای (که البته بهتر است آنها را مبارزات بنامیم!) انتخاباتی و ظاهر متشنج‌تر جامعه شوخ طبعی ایرانیان هم گل کرده و بعد از هر مناظره و سخنرانی موتورهای مسخره‌گی و لطیفه‌پردازی به کار می‌افتند و سریعن تولیدات خود را در جامعه منتشر میکنند. و بسیار قابل پیش بینی است که چنین جوکهای داغی چه از طریق ای میل، اس ام اس، یا شبکه های اجتماعی به سرعت اپیدمی می‌شوند و در اوج خشونت و اضطراب لبخندی هم به لبها می‌نشانند. همه خوانندگان این وبلاگ داستان‌های داغ و آشنای مرتبط با آمارها و ادعاهای احمدی نژاد، «چیزهای» موسوی، و از این دست را بارها و بارها در طول روزهای اخیر دیده و شنیده‌اند. تقریبن هر بار که به سراغ فیس بوک و بالاترین می‌روی با چند جوک و کارتون مضحکه که آقایان را نشانه رفته اند روبرو میشوی که بارها و بارها از این دست به آن دست می‌شوند و چه بسا سریعتر از موضوعات جدی گسترش پیدا می‌کنند. این گستردگی و توجه به این ژانر ادبی (!) مخصوصن به عنوان نمایشگر اعتراضها و حرکتهای اجتماعی یک بررسی دقیق و علمی را نسبت به این ابزار رسانه‌ای می‌طلبد.

جالب اینجاست که حتی در مطالعات جامعه شناسی هم بررسی شوخ طبعی و کار برد آن در حرکتهای اجتماعی یک موضوع جدید و گسترش نیافته است و به قول Marjolein’t Hart کمتر از ۲ دهه است که توجه جامعه شناسان را به خود جلب نموده است(۱). تجربه بررسی لطیفه‌های دوران کمونیزم و جنگ سرد، جوک ها و لطیفه‌ها در میان گروههای معترض اجتماعی مانند زنان و همجنسگرایان در چند دهه گذشته، عملکرد جوکها در انقلابها و جنبشهای مردمی امریکای جنوبی و … در مدل سازی عملکرد شوخ‌طبعی به جامعه شناسان کمک کرده و درک بهتری از عملکرد آن ارائه نموده است، اگرچه مانند هر پدیده اجتماعی دیگر ارائه قانون کلی برای عملکرد شوخ طبعی ممکن نیست. من سعی میکنم در این مطلب به چند کارکرد اصلی جوکها و در مجموع شوخ طبعی در جربانهای اجتماعی بپردازم.

به طور سنتی جوکها در جوامع دیکتاتوری به عنوان سوپاپ اطمینان تلقی میشده‌اند. حاکمان نسبت به این سبک اعتراضی نرمش بیشتری نشان میداده و گاه با آنها به ظاهر همراه می‌شده‌اند. از یک سو جوک گفتن و خندیدن منجر به تلطیف فضا و کاشتن از خشونت می‌شد و از سوی دیگربه نوعی حس انتقام گیری و تلافی جویی گوینده و شنونده را هم ارضا میکرده است! یادم نمی رود که شخص آقای احمدی نژاد در یک مصاحبه خودش یکی از جوکهای مرتبط به خود را تعریف کرد و خندید! در دوران کمونیستی اروپای شرقی هم حکومت با همین دید اجازه به گسترش جوکها و لطیفه ها می داده‌است.

اما عملکرد جوک و لطیفه بیش از تنها سوپاپ اطمینان است. جوک و خنده در حین اعتراضات اجتماعی از یک طرف با بالا بردن خلق (Mood) اجتماعی منجر به قوت قلب و انرژی گرفتن معترضان می‌شوند و از سوی دیگر به مثابه رژه و سرود دسته جمعی حس همراهی و همزبانی و اتحاد را در میان افراد ایجاد می‌کنند (۲). نمونه عملی آن را این روزها در فیس بوک می‌بینیم. در استرس‌زا ترین و تاریک ترین شرایط که کاندیدای مورد علاقه در مناظره به حریف چرب زبان خود باخته است، ناگهان سیل نمودارهای طنزآلود و نامه های عذرخواهی تونی بلر است که سرازیر میشود و دست به دست منتقل می‌گردد! انگار که معترضان به این وسیله اتحاد و همراهی مجدد خود را با مغلوب مظلوم اعلام می کنند و در عین حال خنده ای هم سر میدهند!

از سوی دیگر ماهیت دو پهلو و غیرجدی جوکها معمولن معترضان را از عواقب قانونی و خشونت آمیز حکومتها در امان نگه می دارد و در بدترین حالت گوینده یک پاسخ «بابا شوخی کردم!» در چنته دارد. در نتیجه بسته به میزان اعتماد به نفس حاکمان میزان تحمل پذیری آنها متفاوت می‌شود. بطوریکه یکی از وظایف پلیس مخفی شوروی رفتن در میان مردم و دستگیر کردن لطیفه پردازها بوده است. در چنین شرایطی مطایبه و لطیفه پردازی دو پهلوی طعنه زن جای حملات مستقیم را می گرفته است. این جوک کلاسیک دوران شوروی سابق را خیلی ها شنیده اند که: «دو پلیس مخفی با هم صحبت می‌کردند. اولی گفت: تو در مورد دولت چی فکر میکنی؟ دومی گفت: همونجوری که خودت فکر میکنی رفیق. اولی گفت: خوب پس در این صورت مجبورم دستگیرت کنم!»(۳). در این جوک ماهیت دو پهلو عملن خطری را متوجه گوینده نمی کند.

البته لازم به ذکر است که در بسیاری از موارد میزان قطبی شدن و انقلابی شدن شرایط با تمایل به گفتن و شنیدن جوک ها نسبت معکوس دارد. و تولید لطیفه ها در شرایط خشونت آمیز کاهش پیدا می کند. همچنین جوک ها مفاهیمی متصل به جوامع هستند. همانطور که هنری برگسون گفته است «خنده ها رفتارهایی گروهی هستند. و اگر شما از محیط اطرافتان جدا شده باشید بعید است که از جوکی که در این محیط گفته میشود لذت ببرید». این بدان معناست که برد سلاح شوخ طبعی به مرزهای اجتماعی و فرهنگی و اعتقادی خاص محدود میشود. مسلمانان جهان به جوک مرتبط با حضرت محمد در مجله دانمارکی نخندیدند. و طرفداران احمدی نژاد به جوکهای طرفداران موسوی!و جناح حاکم به جوکهای پنهانی گروههای به حاشیه رانده شده اجتماعی و سیاسی. اهمیت این مساله در حدی است که عدم توجه به آن میتواند یک جوک جالب و موثر اجتماعی را تبدیل به وسیله نفاق و خشونت و دودستگی بیشتر کند. در ایران امروز خصوصن جوکهای قومی اینگونه اند. اگرچه جالب است که گستردگی جوکهای مرتبط با رییس دولت نهم مرزهای فرهنگی و تحصیلی را در ایران امروزدرنوردیده‌است!!

خلاصه کنم! جوک ها و مطایبات سیاسی و اجتماعی شمشیری دولبه اند. از یک سو در نقش سوپاپ اطمینان از انرژی و بخار خشونت های اجتماعی می‌کاهند و در نتیجه مورد علاقه حاکمان توتالیتر هستند. و از سوی دیگر در بستر مناسب انرژی دهنده و متحد کننده گروههای همگن اجتماعی در جریان اعتراضات و جنبش ها هستند و همبستگی و اتحاد را در میان معترضان تقویت می‌کنند و همچنین گویندگان را تا حدودی از عواقب حقوقی روشهای اعتراضی حفاظت می‌نمایند. در هر حال اهمیت ارتباطات و شبکه های اجتماعی را در گسترش و اثربخشی این مداخله اجتماعی نباید ندیده گرفت. جوکهای خوب اگر منتقل نشوند بی‌فایده‌اند!!

1-Hart M. Humour and Social Protest: An Introduction. International Review of Social History 2007; 52: S15

2-Zijderveld, ‘‘Trend Report’’, p. 44; William McNeill, Keeping Together in Time: Dance and Drill in Human History (Cambridge, MA [etc.], 1996).

3-Rose A. When Politics is a Laughing Matter. Policy Review 2001 Dec; 110: 68

6 پاسخ to “جوک به مثابه یک اعتراض اجتماعی”

  1. سارا Says:

    بعد از گذشت دو ماه از این نوشته با اون قسمت «…از انرژی و بخار خشونت های اجتماعی می‌کاهند …» موافقترم.
    این روزها کمتر جوکی از وضع موجود می شنویم. انرژیها ها داره جمع میشه. نه؟

    • Utna Says:

      از یک طرف میشه این قضیه رو به کم شدن بخار خود جریان اجتماعی نسبت داد. راستش سرعت حوادث هم کمتر شده. در نتیجه جوک کمتری هم ساخته میشه. از طرف دیگه به طرز جالبی احمدی نژاد و همه کارهاش داره از نظر افکار عمومی ندیده گرفته میشه و در عین حال اون طرف هم فقط حرکات خشن و پلیسی انجام میده، در نتیجه دو طرف تمایلی به تلطیف فضا ندارن. در واقع شاید کسی حال و حوصله جوک درست کردن و خندیدن نداره و اون بخار داره ذخیره میشه…

  2. رها Says:

    همراه شو عزیز
    تنها نمان به در
    که این درد مشترک
    هرگز جدا جدا
    درمان نمی شود.
    ***************
    با رای به موسوی (چه با اعتقاد چه بی اعتقاد) کشور را از چنگال دیکتاتور دروغگو و نادان نجات دهیم

  3. احمد Says:

    منم خوشم اومد. تا حالا به جنبه‌ي تلطيف كنندگي جوك‌ها دقت نكرده بودم.

  4. آریا Says:

    پست عالی ای بود استاد، یا به عبارتی منبر گرمی داشتید حاج آقا😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: