با دانه‌درشتها

۱۰ روز به انتخابات مانده و بازار تبلیغات و هیجان و جوگیری حداقل در فیس بوک و بالاترین داغ داغ است! عملن کسی از احمدی‌نژاد حمایت نمیکند و مردم در الاکلنگ موسوی-کروبی در نوسانند. البته احتمالن فیس بوک و بالاترین غیرقابل استنادترین نمونه از جامعه ایرانی هستند! و در روستاها و شهرهای کوچک و در میان اقوام اوضاع دیگری است. حداقل به نظر میرسد احمدی نژاد از میدان رقابت پا پس کشیده. یا از همین ابتدا وا داده و بی خیال دور بعدی شده و به استانداری و فرمانداری و کدخدایی می‌اندیشد، و یا به احتمال قویتر به امید روزهای آخر و عملیات پشت پرده نشسته. موسوی هم که بالاترین رای‌ها را در نظرسنجیها دارد چپ و راست هواداران را ناامید می‌کند و بعد از هر فیلم و کلیپ و مصاحبه بازار توجیه و انتظار برای بعدی است که داغ است. اما کروبی به طرز جالبی سیاست ثابتی را در پیش گرفته. کمی آخوند است و موجه، کمی وعده‌های پنجاه و هفتاد هزار تومانی رو می‌کند، و بسیاری حرفهای سنگین و آزادی‌خواهانه و چه بسا دگر اندیشانه می‌زند. با همین استراتژی ظاهرن قرار است تا آخر برود و هر روز چند پله‌ای در نظرسنجیها بالاتر می‌رود.

فکر نمی‌کنم از میان حامیان دانه‌درشت کروبی و موسوی کسی باشد که معتقد باشد فلانی بهترین کاندیدای ممکن و به قول معروف کاندیدای اصلح است. همه از کرباسچی گرفته تا مهرجویی احتمالن کاندیدای مورد نظر خود را بهترین گزینه نسبی در شرایط موجود می دانند و نه منجی مردم ایران و پرچمدار آزادی و این حرفها…

ولی از دانه‌درشتها یک قدم پایین تر که می‌روی حال و هوا متفاوت، و چه آشناست. فریاد و احساساتی‌شدن و اشک ریختن و… مردی موتورسوار بچه شیرخواره در دامان به دنبال ماشین مهندس میآید و با خاک پاتیم و چاکریم و بچه‌ام به فدایت به استقبال می‌رود. پیرزنی در منتها الیه محرومیت دعا به جان حضرت همایونی میکند که از خاکسترنشینی نجاتش داده و خانه دارش کرده. دیگری پابرهنه (یا به قول خودش پای پیاده!) وسط حرف مهندس می‌پرد و مهملاتی در مورد کفش دکتر تحویل بینندگان می‌دهد. این‌یکی آن یکی را به استخدام بازیگر متهم میکند و آن یکی این‌یکی را! و …

در قحطی شفافیت ملت به هرمنوتیک و نمادشناسی روی آورده‌اند!! که مهندس در تعریف از بزرگان خامنه سخنی از فلانی نگفت، که شیخ اسم زهرا بنی‌یعقوب را پس و پیش کرد، که مهندس دست حاج خانم را گرفت، که حجاب دختران حامی شیخ شل تر بود و …

داستان دموکراسی در ایران کمدی دردناکی است! مدعی‌ترین اصلاح‌طلبان تا سر بجنبانی چاکرم مخلصم سر می‌دهند و عرض ارادت می‌کنند. انگار ادای دموکراسی را درمیآورند و وقتی نقش بازی نمی‌کنند با همان ارباب رعیت آبا و اجدادی راحت‌ترند! آن بالایی هم کم کم امر برش مشتبه می‌شود که نکند ما هم فی‌نفسه منشا خیریم و هکذا! یکی نیست به این آقایان  بگوید پدر من! مهندس مملکت! آمدیم و تو رییس جمهور شدی! این برنامه اقتصادی توست؟ همین؟ یک ساعت نشستی فکر کردی انشا نوشتی؟…حتمن حکمتی دارد که در غرب وحشی ساختار حزبی و مشاوران حرفه‌ای حرف دهان کاندیداها می‌گذارند و از یک سال قبل‌تر برنامه‌ریزیها برای انتخابات شروع می‌شود.

آمدیم و همین مهندس ما رییس جمهور شد! اینهمه خودتان را رنگ‌آمیزی کردید، اینهمه شعر و سرود خواندید، اینهمه خیال پروردید، و آقا آمد و کشور را کرد مثل همان دورانی که خودش در فیلم انتخاباتی آقای مجیدی افسوسش را خورده بود و آرزوی بازگشتش را کرده بود (احتمالن منظور ایشان همان دوران نخست وزیری است دیگر! وگرنه من دیگر نمیدانم آن جامعه مهدوی که همه دست در جیب هم می کنند و غیره به کدام دوران سی ساله اخیر اشاره دارد!) چه خاکی بر سرتان می‌کنید؟! آیا همین که از احمدی نژاد بهتر است کافی است؟ حتمن ملتی که داد میزنند و از یکی اعلام برائت و از دیگری اعلام حمایت می کنند یک مطالباتی دارند!

چه بدی‌ای دارد اگر همین طرفداران دانه دشت و گنده باقالی (خدا پدر آقای مایلی کهن را بیامرزد که به گنجینه ادب فارسی افزودند!) که از بد حادثه طرفدار فلانی و بهمانی هستند قبل از معلوم شدن نتایج اعلام حمایت مشروط کنند و خواسته‌هایشان را شفاف بگویند، که ما بخاطر الف و ب از فلانی حمایت میکنیم و تا زمانی حمایت خواهیم کرد که ایشان آن الف و ب را رعایت کند. نه بخاطر گل روی ایشان و عبای شکلاتی و عمامه‌ی آلبالویی و شال سیدی! که مبادا طرف خیال برش دارد که نکند من که در کنج خانه بودم تا الان در انکوباتور پخته می‌شدم که الان بیایم و مملکت را از دست خوارج نجات دهم!

اگر بگذارید برای بعد از انتخابات همه حق دارند بگویند که این خصلت ایرانیان است که هرکه در مسند باشد بر سرش غر می‌زنند و تا می‌رود فیلشان یاد هندوستان می کند! همین قبل از انتخابات به مردم نشان دهید که چاکرم مخلصم رعیتی نمی گویید و آزادانه مطالباتی دارید و حالا از جبر زمانه فلانی را اصلح میدانید!

2 پاسخ to “با دانه‌درشتها”

  1. نیشگون Says:

    عزیز دل! شما مثل این که از این قضایا دور مانده‌ای متوجه نمی‌شوی! بابا، غرب (با تمام برنامه‌ریزی‌های از یکسال قبل انتخاباتی و ساختار حزبی و مشاوران حرفه‌ای‌اش) در حال افول است. تکلیف آن یکی که خبر دادند از نقشه حذف خواهد شد هم که معلوم است! حالا شما هی بگو!

  2. آفتاب Says:

    برادر من … این حرفا مال دوماه پیشه … ما را به خیر آقایان امید نیست. شر مرسانند!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: