بالا

موضوع انشاء! زندگی یکی از انسانهای معمولی را که می‌شناسید بطور کامل شرح دهید! از ابتدا تا انتها!

می‌شود زندگی آدمها را در ۱۰ دقیقه خلاصه کرد؟ در این صورت بیش از اطلاعات شناسنامه‌ای و مدارج تحصیلی و ازدواج و شغل و بازنشستگی و مرگ چه چیز بیشتری میشود گفت؟ مگر چند درصد آدمهایی که میشناسیم انشاء زندگیشان چیزی بیش از این دارد؟ مگر خود ما چقدر بیشتر حرف برای گفتن داریم؟ این طور نگاه کردن وخلاصه‌کردن یک زندگی بی‌رحمانه نیست؟ احساس پوچی و کسالت به شنونده منتقل نمی‌کند؟

اصلن جریان این رویای زندگی چیست؟ سانتیاگوی کیمیاگر به دنبال نخودسیاه نرفت؟ کسی برای ارزیابی صحت اینهمه کتاب و داستان زندگی کسانی که به دنبال رویای زندگیشان رفته‌اند و به آن رسیده‌اند پژوهشی کرده؟ آن میلیاردها آدمی که اسمشان جایی ثبت نشده و انشای زندگیشان چند جمله بیشتر نیست رویا نداشته‌اند؟ رویای زندگیشان کوچک و حقیر بوده؟ برای رسیدن به آن تلاشی نکرده‌اند؟ … و یا فقط این جبر تاریخ است که نام بعضی را نگه میدارد و باقی همه را در زباله‌دان فراموشی دور میریزد؟ که نام آنان که در این «انتخاب طبیعی» رفوزه شده‌اند را کسی نشمرده؟

از شما چه پنهان! بوده‌اند لحظاتی در زندگی که به خودم امید داده ام که قدرتی پشت پرده حواسش هست! میداند چه میکنم و قدم بعدی را او برای من برمیدارد! و از شما پنهان نیست که خوش‌خوشان گذرایی‌هم شده‌ام! هر بار از نو برای خودم تعریفش کرده‌ام و به پشت‌گرمیش به این احساس پوچی و کسل‌کنندگی زندگی دهن‌کجی کرده‌ام. هر بار همه تجربیات و خاطرات تلخ را گشاده‌دستانه فراموش کرده ام و زیرزیرکی به آن نگهبان پنهان باجی هم داده‌ام که مبادا از من و فراموشکاری من دلگیر شود و سر نخ را ول کند! …اما چه حیف که سرخوشی این افیون زیاد کارگر نمی‌افتد و باز همان داستان است که از نو خوانده می‌شود! ولی باور کنید همان سرخوشی اندک خاطره ماندگاری دارد! ای کاش که این نگهبان پنهان، این مادر دل نگران، و این پدر قدرتمند پشت پرده وجود می داشت! «ای کاش ای کاش ای کاش داوری در کار بود!»…

همه را گفتم که چند جمله در مورد انیمیشن UP بنویسم! اینکه ۱۵ دقیقه ابتدای فیلم همان انشای بیرحمانه از زندگی آدمهای معمولی بود. که مشکلات کوچک زندگی آنها را از آرزوهای بزرگشان دور کرده. که چه بسیار انقدر در این مشکلات کوچک غرق میشوند که آرزوهای بزرگ را فراموش میکنند، و آنها که در پس ذهنشان در سراسر زندگی وقتی از گرفتاریهای کوچک اندکی خلاصی میابند باز این آرزوهای دست‌نایافتنی مثل خوره روحشان را «آهسته در انزوا میخورد و می‌تراشد»، و چه بسیار با همان آرزوها می‌میرند و تمام می‌شوند! به همین سادگی!…

UP فیلم تلخی بود. انقدر تلخ که شیرین‌زبانیها و شوخ‌رفتاریهای دیزنی وار فیلم هم نتوانسه بود زهر این تلخی سرتاسر داستان را بگیرد! چه کسی باور میکند که بعد از آن ۱۵ دقیقه کذایی همه آن بچه‌های شادمان و والدین الکی خوش کانادایی در سکوتی سنگین به صفحه روشن خیره بشوند و گاهی صدای هق‌هق و فین‌فینی از گوشه و کنار این سکوت را بشکند!!

UP داستان زندگی مردم معمولیست! مردمی که آرزوهایشان را به گور میبرند! اما طبیعی‌ست که شما با فیلمی کودکانه طرفید (گرچه دیزنی‌سازان همیشه در پشت این ظاهر کودکانه حرفهای بزرگانه زده‌اند). در نتیجه بعد از آن انشای نخستین و اشکباری حاصل از آن، این شمایید و پیرمردی که به دنبال همان رویای دست‌نیافته پرواز میکند و ادامه ماجرا…!

اما دلیلی نمیشود چون کارل فردریکسون بادکنک‌فروش قصه به رویای زندگی خود (و همسر مرحومه‌اش که طبیعتن جزو گروه به گوربرندگان بوده است!) جامه عمل پوشاند من هم باورم بشود و آن سرخوشی رخوت‌آور برگردد. داستان سخت بزرگسالانه و تلخ‌کامانه بود! و من بازهم آن صدای فریاد را میشنوم که جیغ میزند « کاشکی کاشکی کاشکی قضاوتی در کار بود»…

پانویس اول: فکر کنم زیادی تلخ و نیهیلیستی شد! گذشته از این تم غمناک، بقیه داستان مملو از هیجان و حرکت و عواطف کودکانه‌ست. نقش راسل (بچه پیشاهنگ خپل) بیش از نوچه بامزه در شرکت هیولاها و عصریخبندانه. در واقع نقش مکمل رو برای شخصیت سالخورده و نوستالژیک کارل فردریکسون به خوبی بازی میکنه.

پانویس دوم: فکر میکنم پیتر دکتر (Peter Docter) کارگردان UP که نویسنده Wall E هم هست یه بررسی روانکاوانه احتیاج داره! قهرمان‌های داستانهای اون هیچ ویژگی سوپرهیروهای کلیشه رو ندارن! یه سری موجود تنها و بی‌کس، در عین حال فاقد توانایی‌های بدنی و روانی لازم برای عملیات محیرالعقول، و سرگردان بین عشق و فقدان و شادی و غم! (از Wall E قبلن نوشتم)

پانویس سوم: به هیچ وجه لذت تجربه این فستیوال دلنشین رنگ و حجم پیکسار رو با کپی بی‌کیفیت روپرده‌ای از دست ندید. اگر در میهن عزیزمون هستید یکم صبر کنید کپی بهترش بیاد و اگه از میهن دورید که در یک سینما (ترجیحن سه بعدی!) ببینید!

10 پاسخ to “بالا”

  1. سارا Says:

    با سرعت خونه که نمیشه داونلود کرد. من با سرعت یک مگ سعی می کنم قضیه خنجر رو جبران کنم!!! تا هرچه سریعتر از شر تاریخ سینما راحت شیم ؛)

    در مورد تری دی هم واقعاً به نظرم بیشترسوسولبازی ه. اصلاً خوشمان نمیاید.

  2. سروش Says:

    واقعن عالین همه ی دوستان! کلی خندیدم🙂

  3. احمد Says:

    1. ما رفتيم فيلم رو تو سينماي 3Dديديم. ظرف 4 سال گذشته در ايران سينماهاي 4D، 3D و 5D زيادي ساخته شده است كه نسبت به دولت قبل 233.3% رشد داشته است.
    2. قدرت‌هاي پشت پرده و مافيايي رو حس مي‌كنيم؛ اونها مزاحم كار ما مي‌شوند.
    3. تا وقتي كه نويسندگان تواناي ميهن اسلامي هستند، كتب اجنبي‌ها را نمي‌خوانيم. البته اگر از امريكاي جنوبي و حوالي كاراكاس باشند شايد.
    4. اينترنت در ايران بسيار پر سرعت و بسيار آزاد است. بنابراين همه‌ي تاريخ‌ها را اول download كرده، پس از اصلاح upload مي‌نماييم.

    خادم ملت شريف ايران، محمود

    • Utna Says:

      منم یادمه خدمت حضرت امام رسیدیم قفتیم مستضعفان دسترسی به کارتونهای روز دنیا ندارند. ایشون هم فرمودند شیلنگ کارتونهای ژاپنی رو وصل کنیم به ملت! البته اون موقع هم بودند کسانی که سوار بر ماشین‌های چند میلیونی کارتونهای غربی میدیدند. اما ما سعی میکردیم حامی محرومان باشیم و از بچه های مستضعفی که مادران فداکارشون رو گم کرده بودند حمایت میکردیم. . بعله! ما اینطوری بودیم زمانهای گدیم!

  4. بابک Says:

    راستی درباره Peter Docter بات خیلی موافقم. این آدم ذهن خاصی داره. Wall E قهرمان منحصر به فردی بود. البته سیاست اصلی دیزنی که هیچ وقت هم ازش کوتاه نمیاد اینه که قهرمان هاش باید حتماً پشتکار داشته باشند.

    • Utna Says:

      آره! یه سیاستهای مشترکی در کل فیلمهای دیزنی دیده میشه. ولی لزومن همه عین هم هم نیستن. مثلن Incredibles معلومه از طرز فکر متفاوتی نسبت به Wall E منشا گرفته. این برام جالبه که تقریبن در اکثر فیلمهای دیزنی قهرمان بزرگسال یا حتی میانسال به بالاست: شرکت هیولاها، Wall E، Finding Nemo، Incredibles، و حالا Up!

  5. بابک Says:

    البته این یک هدف بلند مدته. تو خونه هفته ای یک دونه فیلم download می کنم. همسرم خیلی دراین زمینه یار و یاور و مشوقم بوده. مهم پشتکاری که دارم.

    • Utna Says:

      من واقعن به تلاش و پشتکار جنابعالی احترام میذارم. راستی همسرت اون خنجر رو از شیکمت درآورد؟!!😉

  6. بابک Says:

    1. کلی حسرت سیینمای 3D خوردیم.
    2. در باره اون «قدرت پشت پرده» کاملاً حست رو درک می کنم. خیلی ظالمانه است.
    3. من از این کتاب کیمیا گر متفرم.
    4. دارم سعی می کنم که تاریخ سینما رو download کنم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: