موسوی

در باب این موضوع که شیوه تبلیغات ریاست جمهوری در ایران از اساس با یک ساختار دموکراتیک متفاوت است و به علت نمایشی بودن نسبی رقابت‌ها و اهمیت صرف مشارکت حداکثری (یا به قول آقایان گرم کردن تنور انتخابات) به بیان شعارهای دهن‌پرکن و عمومن تکراری بسنده می‌شود، و کسی حوصله معرفی برنامه عملی و تیم کابینه ندارد، حرف زیاد زده شد. مدتی پیش BBC یک مقایسه ساده از زمان شروع برنامه‌ریزیهای مرتبط با تبلیغات انتخاباتی در امریکا، افغانستان و ایران انجام داده بود که برای آنها که ندیده‌اند دیدنش را توصیه مبکنم(اینجا). و البته مقایسه تصویری که یک دید کلی به‌دست می‌دهد:

090512141726_op-election-comparison2-466

اگرچه امسال ظاهرن از همان تنور هم به دلایلی بخاری درنمی آید!

بگذریم! نسل جوان ایران در این مدت کوتاهی که با موسوی آشنا شده در علاقه و گلایه و نفرت در فراز و فرود بوده! اینکه تا الان کجا بوده، در سال ۶۷ چه کرده، چرا گاهی این شائبه را دامن میزند که بیش از جلب رضایت مردمان در صدد جلب آرا و حمایت حاکمان است و … از سوی دیگر نقدهای گاه بی‌پروا از عملکرد دولت، حمایت‌های عشوه‌گرانه از ملی‌مذهبی ها، دست در دست قدم زدن به اتفاق مادر بچه‌ها و …

در این‌که موسوی یک کاندیدای استاندارد طبقه متوسط و زوشنفکر ایران نیست شکی نیست! این مملکت سالها با هر استانداردی فاصله دارد! و اینکه به وضوح مرزبندی‌های خود را با خیلی‌ها مشخص کرده (تا این اواخر) بر بینندگان معلوم است. ظاهرن تنها چیزی که فعلن برای هر کاندیدایی (طبیعتن غیر از خود احمدی‌نژاد!) در نقد کردن و نظر دادن مباح است عملکرد دولت فعلی و دوری جستن از سیاستهای این ۴ سال است!

اما دیروز خبری از موسوی منتشر شد که از نظر من اصلاح طلبانه ترین حرکتی است که می‌شود از یک کاندیدای اصلاح طلب (حتی در شرایط استاندارد) انتظار داشت. حرکتی که از نظر من فی نفسه زیبا و قابل احترام است. حتی اگر به حرف محدود بماند و هیچگاه عملیاتی نشود. موسوی منشور حقوق بشر خود را منتشر کرد.

چنین منشوری اساسن از جنس vision و چشم‌انداز است. صرفن بیان نگرش و تعهد وجدانی است. در نتیجه اگر در آن مصداق عملیاتی و قابل لمسی نیست و گاهی شبیه شعارهای معروف می‌شود طبیعی است. مهم این است در شرایطی که فقط با نقد عملکرد دولت فعلی می‌شود رضایت نسبی درصد قابل توجهی از قشر متوسط ایران را جلب کرد و اساسن از جایگاه اجرایی رییس جمهور کسی توقع روشنفکری و دغدغه‌های نظری ندارد (یعنی دو کاری که کروبی می‌کند) ، تدوین چنین منشوری که جا به جا پر از تعهدات آرمانگرایانه و آزادیخواهانه است زیبا و ارزشمند است.

«انقلاب مردم ایران نه تنها موازین حقوق بشری بین‌المللی را هرگز مردود نمی‌دانست، استقرار وتضمین آن موازین را به عنوان یکی از مهمترین دستاورد‌های بشری و به عنوان حاصل خرد جمعی همۀ انسان‌ها در قالب شعار «آزادی» مورد تأکید قرار داد. اکثریت مردم به درستی باور داشتند که حقوق بشر، به همان مفهوم جهانی خود، به هیچ وجهی با خدا پرستی و پیروی از تعالیم معنوی اسلام تعارضی ندارد…»

«حریم خصوصی افراد را محترم شمارم، آزادی بیان و اجتماعات را مورد حمایت قرار دهم، از طریق توسعه و تقویت جامعۀ مدنی و با برگزاری انتخابات رقابتی، آزاد و منصفانه و همچنین با حمایت از مطبوعات و رسانه‌های مستقل و با جلوگیری از سانسور، حق دسترسی آزاد به اطلاعات و حق مردم بر تعیین سرنوشت خویش و حق نظارت و مشارکت سیاسی را تضمین کنم.»

«ممنوعیت اعمال هرگونه شکنجه اعم از روحی و بدنی را به اجرا در آورم. از حقوق زنان حمایت کنم و از تبعیض جنسیتی جلوگیری نمایم.»

«زمینۀ ابراز شادی در جامعه را فراهم کنم و برای تقویت و ارتقا امید به زندگی و نشاط اجتماعی بکوشم و اخلاق حسنه را محفوظ دارم.»

«از حق بر آموزش حمایت کنم و در جهت حذف گزینش‌های عقیدتی و سیاسی ناروا اقدام نمایم.»

«کرامت انسانی و حقوق شهروندیِ اقلیت‌های دینی و آزادی عقیده و وجدان را به رسمیت شناسم و تفتیش عقاید و سرزنش و عقاب افراد به دلیل مسائل اعتقادی را ناپسند شمارم و از آن جلوگیری کنم. »

«برخورداری از محیط زیست سالم را حق بشر و از جملۀ حقوق شهروندی به شمار آورم، روند رو به گسترش تخریب محیط زیست را متوقف سازم و با جلب مشارکت عمومی از محیط زیست حفاظت کنم.»

….

چه انتظار دیگری می‌شود از یک حاکم داشت؟ نمی‌دانم خود آقای موسوی به چند درصد انها اعتقاد قلبی دارد، و چه درصدی از اینها در آینده عملی خواهند شد. آنچه مهم است تعهد مکتوبی است که ایشان در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ به مردم دادند که حقوقشان را در سطح توقعات و استانداردهایی نزدیک به منشور جهانی حقوق بشر پاس بدارند. همین ارزشمند است!

یک پاسخ to “موسوی”

  1. بابک Says:

    جالب بود از آقای مهندس محافظه کار انتظار نمی رفت. با وجودی که در این کارش بی سابقه بود و با وجودی که (همونطور که خودت گفتی) این بیانیه در حد و حدود شرایط استاندارد است، ولی من خیلی خیلی بعید می دونم که خودش به این بیانیه اعتقاد داشته باشه. آدمی که هنوز در لغاتی که استفاده می کنه: «کافر» و مرفهین با ماشین های چند میلیونی» وجود داره بعیده خیلی به حقوق بشر اعتقاد داشته باشه. کلاً فکر نمی کنم در ارتباط با اینکه حقوق بشر چه چیزهایی هست هیچ کدوم از سران جمهوری اسلامی با آقای موسوی یا شیرین عبادی اختلاف نظر داشته باشند. اختلاف بر سر تعریف «بشر»ه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: