آينولينداله!

اسباب‌كشي كردم! در يك حركت زيبا(!) با استفاده از مطالبي كه اينجا و اينجا ياد گرفتم بند و بساطم رو از بلاگفا جمع كردم و اومدم وردپرس!

در عين حال از فرصت استفاده كردم و اسم و رسمم رو هم تغيير دادم! از «اوتناپيشتيم» به «ناريا»!

اولين پست وبلاگ قبلي (كه البته اونم به جديديه منتقل شده) عنوانش بود «يعني چي؟»! و در اون به معرفي اسم اوتناپيشتيم پرداختم.اوتناپيشتيم از جاودانان بود. جاوداني كه اگرچه شايد در زمان طوفان بزرگ مردمان رو بر كشتي نشونده و نجات داده بود(و به قدرداني همين كارش افتخار جاودانگي رو در كنار خدايان به دست آورده بود) در داستان گيلگمش شخصيت متفاوتي ازش نشون داده ميشه. اون به همراه همسرش در سرزميني دور در پشت درياهاي تاريك زندگي ميكنه، راحت و خوشگذران! اين راحتي و لميدگي(!) انقدر براي گيلگمش در اولين برخورد غيرقابل هضمه كه ميگه: «اینک من به تو مینگرم، به اوتناپیشتیم! و ظاهر تو با من یکی است. چیز غریبی در سیمای تو نیست. گمان میکردم تو را چون قهرمانی آماده نبرد خواهم یافت. اما تو بر بستری آسوده لمیده ای! با من راست باش! چگونه به جمع خدایان راه یافته ای؟»! اوتناپيشتيم، اگرچه جاودانه، ولي به تاريخ پيوسته، يك خاطره تجسم يافته‌است. يك قهرمان مرده است! و براي امروز، براي گيلگمش، كاري ازش ساخته نيست!

اما اسم وبلاگ جديد رو «ناريا» گذاشتم. داستان ناريا در جهان ديگري رخ ميده! با مردمان و خداياني ديگر! ولي با همون آرمانها و سرنوشت‌ها. در «سرزمين ميانه»!

وقتي كه هنوز زمان و مكاني آفريده نشده بود. در اون جاودانگي نخستين از فكر ايلواتار آينور زاده ميشن. ارواح مقدس! هر كدام از اونها در بدو آفرينش، بي‌خبر از وجود ديگران شروع ميكنه به زمزمه كردن آهنگي كه ناخودآگاه از ذهنش ميتراوه. اينجاست كه آينور صداي آواز همديگه رو ميشنون، و اين آگاهي باعث ميشه كه اون آواز مبهم در ذهن هركدومشون شكل بگيره و قوام پيدا كنه. و آينور شروع ميكنن به تمرين كردن آوازي كه كم‌كم بلند تر و هماهنگتر ميشه. هر كس در جاي خودش نوايي از اين آهنگ مقدس رو مينوازه. و ايلواتار به وسيله اين آهنگ الگويي از همه اونچه كه آفريده خواهد شد و رخ خواهد داد رو نمايش ميده. اين آواز مقدس آينولينداله‌است!

اما همه چيز به همين خوبي پيش نميره! ملكور كه در ميان جاودانان قدرتمندترين و آگاه‌ترين به افكار ايلواتار بود، كنجكاوانه شروع ميكنه به تمرين كردن تم‌هايي كه نه از ايلواتار كه از ذهن «خودش» منشاء گرفته! اين كار به مذاقش خوش مياد! بيشتر و بيشتر! و ناگهان در هماهنگي آينولينداله خلل ايجاد ميشه و كسي در ميانه اركستر خارج مينوازه!…و مورگوت خداوندگار تاريكي زاده ميشه…

تاريخ سرزمين ميانه مملو از داستانهاي اين مبارزه جاودان ميان مورگوت و والار (آينور) ، بدي و نيكي، تاريكي و روشني‌يه…هزاران سال بعد، پس از شكست و پنهان شدن مورگوت، سائورون (كه روحش رو در اختيار پليدي مورگوت قرار داده بود) با اقوام الف از در دوستي درمياد، و تظاهر به پشيماني ميكنه. در معادن ارژيوم گروههايي از الف‌ها كه به دنبال افزايش مهارت و قدرت بودند ازش استقبال ميكنن و در سال ۱۵۰۰ دوران دوم با راهنمايي اون حلقه‌هاي قدرت رو ميسازن.۱۶ حلقه با نظارت مستقيم سائورون ساخته ميشن، و يك حلقه (همان تاريك‌ترين و قدرتمندترين حلقه) بوسيله شخص سائورون ساخته ميشه. اما در ميان الف‌ها كساني بودند كه به اين محبت ظاهري سائورون بدبين بودند و به دنبال چاره‌اي ميگشتن. در سال ۱۵۹۰از دوران دوم سلبريمبور نوه فئانور دور از چشمان تيزبين سائورون سه حلقه ديگه رو ميسازه كه به حلقه‌هاي الفي معروفن. حلقه‌هايي كه پليدي اونها رو آلوده نكرده.

Three Rings for the Elven-kings under the sky,
Seven for the Dwarf-lords in their halls of stone,
Nine for Mortal Men doomed to die,
One for the Dark Lord on his dark throne,
In the land of Mordor where the shadows lie.
One Ring to rule them all, One Ring to find them,
One Ring to bring them all, and in the darkness bind them,
In the land of Mordor where the shadows lie.

اين سه حلقه توسط حاملان حلقه نگه‌داري ميشه تا روزي كه در مبارزه نهايي با سائورون و مورگوت به كمك بيان. حلقه اول حلقه آتش «ناريا»ست، از ياقوت سرخ. دوم «ننيا»ست، حلقه آب. و سوم «ويليا»ست، حلقه هوا. اين حلقه‌ها تا زماني كه در دستان حاملان باشند از ديد سائورون پنهانند. ناريا و ويليا به گيل گالاد سپرده شد و ننيا به گالادريل. گيل‌گالاد ناريا رو به كيردان كشتي‌ساز داد و در نهايت حلقه به گندالف رسيد.

«اين انگشتر را بگير! زيرا كوشش و مسووليت تو گران خواهد بود.اما بدان كه در هر كار پشتيبان توست و تو را از فرسودگي محافظت خواهد كرد. زيرا كه اين انگشتر آتش است، و با آن اي بسا بتواني شهامت كهن را در دنيايي كه رو به سردي نهاده برافروزي!»

اين وبلاگ رو هم به نام يك جاودان ديگر گذاشتم! اما نه جاوداني لميده و به تاريخ پيوسته. جاوداني كه مسووليتي بزرگ بر دوش داره. كه سعي ميكنه «شهامت كهن رو در دنيايي كه رو به سردي نهاده برافروزه»!…

ps1: البته از جوگيري‌هاي مرتبط به نام‌گذاري كه بگذريم! من همون آدم قبلي هستم و قرار نيست مبارزه‌اي در اينجا شكل بگيره! و هنوز يه مطلب «ميتراي ايراني و ميتراس رومي…» به خوانندگان بدهكارم!!

ps2: بوك‌مارك يا فيوريت مرتبط به وبلاگ اينجانب را در بروزر خود تغيير دهيد! اوتناپيشتيم اسباب‌كشي كرد!!

16 پاسخ to “آينولينداله!”

  1. zaanaa Says:

    استاد امر عالی مستدام.

    تغییر آدرس در زانا انجام شد! خیلی مخلصیم! شاید من هم اومدم وردپرس! البته فعلاً که وقت نوشتن هم نیست چه برسد به اسباب کشی!

  2. بابک Says:

    مبارکه! آقا این ring of fire رو گوش کن دیگه.

  3. آریا Says:

    ما شما را در گودر خود به روز کردیم ای آتش روزگاران کهن! (هوم؟ درست گفتم؟!D:)

  4. اشکان Says:

    آقا منزل نو مبارک

  5. سارا Says:

    مبارکها باد!
    پایه the ring of fire از نوع آقای کش هستم به شدت!!! شما هم بخون ببینیم چه می کنی!!!

  6. سارا Says:

    مبارکها باد! پایه the ring of fire از نوع cash هستم به شدت! شما هم بخون ببینیم چه می کنی!

  7. حجت Says:

    سلام. تولد وبلاگ نو مبارک! و گراواتار. خوشحالم که به وردپرسی‌ها پیوستی. اگر می‌تونی افزونه (extension) نصب کنی بگو یکی دو تا رو معرفی کنم به درد می‌خوره (مثل تاریخ شمسی). اگر نه که هیچ.

    راستی دلم برای دنیای میانه خیلی تنگ شده. کاش یکی دیگه پیدا می‌شد که بره سر وقتش و دوباره کلی چیز جدید ازش بنویسه.

    • اوتنا Says:

      نه نمیتونم افزونه نصب کنم!! فقط میشه یه گوشه‌ای یه html نوشت گذاشت!

      چرا خودت نمینویسی فرزند؟!

  8. سروش Says:

    دست شما درد نکنه🙂

  9. احمد Says:

    منزل جديد مبارك جناب اوتنا! بسيار خرسندم كه منزل جديدتون به feed هم مجهز است!
    در زمينه‌ي نام منزل و The ring of fire بنده مطلبي ندارم كه عرض كنم، ولي جناب Johnny Cash موزيك بسيار مطبوعي با همين نام دارند… باش كه نيوش كنيد و فيض بريد!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: