ايراني؟!!

به اين آدرس برين و عكس شماره ۲ رو ببينين…

براي چي تاسف بخورم؟ براي ملتي كه ديگه وجود نداره؟ براي فرهنگي كه نابود شده؟ براي ايراني كه به تاريخ پيوسته؟…

بر هيچ كس حرجي نيست! نه ترك و نه افغاني و نه تاجيك و نه كرد. اين خانه ديگه ستوني نداره… هر آجري راه خودش رو ميره!

ما هم نشستيم به تماشا كه كي خانه بر سرمون خراب ميشه! و اونوقت بايد انتخاب كنيم. حق انتخاب زياده. ميتونيم هرچيزي باشيم و هر اسمي بر خودمون بذاريم جز ايراني!  ايراني كه ديگه وجود نداره…

خودمون كرديم! پدرانمون كردن! جواب فرزندانمون رو هم يه چيزي ميديم! فرزنداني كه خيلياشون شايد بلد نباشن فارسي صحبت كنن…

4 پاسخ to “ايراني؟!!”

  1. آفتاب Says:

    این لینکو ببینین:
    https://balatarin.com/permlink/2009/4/2/1555093

  2. بابک Says:

    من هم فکر می کنم هویت ایرانی دیگه وجود نداره. نه به خاطر اینکه عرب ها می گن خوارزمی عرب بوده یا ترک ها می گن مولانا ترک بوده بلکه به خاطر اینکه توی مملکتی که اسمش ایرانه نه برای ابن سینا بزرگ داشت درست و حسابی می گیرن نه برای خوارزمی و نه برای مولانا. برای تغییر نکردن اسم خلیج فارس نه کار درستی انجام می دهند نه قدرت و اعتباری باقی که کسی حرفمون رو قبول کنه.
    نبودن هویت ایرانی به خاطر به دنیا آمدن خوارزمی در ازبکستان کنونی نیست به خاطر عربی بودن نوشته هاش هم نیست. به خاطره اینه که چیز به عنوان هویت ملی به ما ندادند اگه هم دادند چیزایی بوده که خودمون نخواستیم و ریختیم دور.
    از این ها گذشته مایی که عید نوروز و تخت جمشید و … نمادهای هویتی ایرانی می دونیم این احساس رو داریم که این خانه داره خراب میشه. اگه راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس و … رو نشان هویت ایرانی بدونیم ظاهراً مشکل چندانی نیست.

  3. زانا Says:

    البته لازم می دونم به عنوان یه کرد اعتراض خودم رو در اینجا ابراز کنم! کردها هم به همون قدمت فارس ها ولی با سنت ها و رسم هایی متفاوت نوروز رو جشن گرفتن! گاهی وقت ها فکر می کنم چون تولیدات تازه ی فرهنگی (البته غیر از ماهواره ی امید!) نداریم با چنگ و دندون سعی می کنیم هر چیز قدیمی رو یه جوری به ایران ربط داره مال خودمون بدونیم. مثلاً یادمه با یه دوست عرب (از نوع روشنفکر) کلی دعوامون شد که مکتشف (يا مخترع؟!) جبر خوارزمی ایرانیه یا عرب؟! خوارزمی متولد ازبکستانه، تقریباً همه ی عمرش رو توی بغداد گذرونده و تالیفاتش هم به زبون علمی روز اون موقع و عربیه. با این حال می گیم که فقط مال خودمونه و هیچ کس دیگه.
    من فکر می کنم به جای داد و بیداد کردن و صغری کبری چیدن بهتره فرهنگ تولید کنیم و فرهنگ صادر کنیم. بنویسیم و بگیم و معرفی کنیم. من دارم فردا شب دوستای کاناداییم رو می برم چهاشنبه سوری!
    ……………………………………………………………………………..
    با پيشنهادت كاملا موافقم زانا جان
    و از چيزي كه هميشه به شدت بدم ميومده اين دعواي فارس و ساير قوميتهاي ترك و كرد و عرب و … بوده.
    من حرفم چيز ديگريست. من بين «ايراني» و «فارس» افتراق قائلم. فكر ميكنم (تا اونجا كه ميشناسمت) تو هم اين افتراق رو قائلي و خودت رو ايراني ميدوني.
    چيزي كه مايه تاسف من شد محو شدن تدريجي مفهوم «ايراني»ه كه همونطور كه در جواب آفتاب گفتم قلب اين اندامها بوده. خوارزمي، بيروني و… با معيارهاي امروزي ايراني نيستن. ولي متعلق به فرهنگي هستن كه من (و خيليها) بهش ميگم «فرهنگ ايراني». شايد مشكل از اسم گذاريه كه سوء تفاهم حس امپرياليستي ايجاد ميكنه. ولي چيزي متفاوته. يه اروپايي ممكنه به فرهنگ رومن يا هلنيستي افتخار كنه و هيچ بهش اين حس دست نده كه مثلا يونان امروزي ميخواد از طريق اين فرهنگ بر دنيا مسلط بشه!
    حرف من اينه كه ما (همه ما، فارسها،كردها، ازبكها، افغانيها، حتي تركها و عربها) نتونستيم وارثان خوبي براي اون «فرهنگ ايراني» باشيم، و اون فرهنگ داره از بين ميره بدون اينكه ازش ردپايي ماندگار بمونه.
    با اينكه بايد چيز جديد توليد كنيم و هي به گذشته‌هاي تارعنكبوت گرفته افتخار نكنيم كه ۱۰۰% موافقم.

  4. آفتاب Says:

    جالب بود. ولی به نظرم نه عجیب بود نه نشونه چیزی.
    متاسفانه هرکس راه خودشو میره. ولی اونقدر پتانسیل هنوز هست که اگه فرصتشو بذارن پی بیاد … ما دوباره خودمون میشیم.
    بچه های ما قطعا فارسی صحبت میکنن. ایران ما هم قطعا وجود خواهد داشت. فراز و نشب تاریخ زیاده. ما الان تو رکودیم. میدونی که این خانه خیلی وقتا ستون و دیوار و اصلا هیچی نداشته. ولی پی اش تکون نخورده.
    ……………………………………………………………………………………….
    ميدوني چيه آفتاب جان؟
    اين حس اطمينان به ثابت بودن پي‌ و اطلاق مفهومي فراطبيعي و جاودان به ايران‌ه كه در ما هست و من رو نگران ميكنه. خيلي چيزها ديگه بر نميگردند.
    مولوي‌اي كه ترك شد ديگه راحت فارس نميشه
    خليجي كه عربي شد ديگه شده
    نوروزي كه به نام كردي شناخته شد ديگه اين نام به سختي از روش برداشته ميشه
    اينا در كنار هم علائم باليني يه بيماري مشتركند. اين بدن قلبش از كار افتاده (در حال ركوده!)، ولي داره متلاشي ميشه و هر عضوي كه كنده ميشه يه بخشي رو با خودش ميبره. داره تهي ميشه. نميدونم ديگه اون پي‌اي كه قراره باقي بمونه چيه؟

    دور نيست روزي كه رستم افغاني بشه و انوشيروان عراقي و نظامي تاجيك.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: