ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت هفتم)

شايد بشه گفت كه يكي از معتبرترين و به‌روزترين نظريات در مورد آيين ميترا توسط Roger Beck استاد دانشگاه تورنتو ارائه شده. اون همون كسي بود كه در كنگره سال ۱۹۷۳ نظريه ارتباط ميتراييسم با ستاره‌شناسي رو مطرح كرد. اينكه شايد صحنه گاوكشي نقشه‌اي از آسمان باشه.

بك چند سال بعد با روشي آماري نشون داد كه احتمال اينكه اجزاي صحنه گاوكشي (مثل گاو و سگ و عقرب و مار و …) ارتباطشون با صورتهاي فلكي تصادفي باشه ۳.۸ در ۱۰۰۰۰۰۰۰ ه!

برخلاف بقيه اسلافش كه همه سعي داشتند تفسيري جهان شمول از آيين ميترا ارائه بدند و در واقع كل داستان رو تعريف كنند، راجر بك چنين ادعايي نداره. او در كتابشThe religion of the Mithras Cultin the Roman empire

در سال ۲۰۰۶ فصلي رو به اين قضيه اختصاص ميده كه آنچه از آيين ميترا باقي مونده اكثرا محدود به چند كنده‌كاري و مجسمه است، و متاسفانه شواهد كلامي اندكي از پايه‌هاي اعتقادي اونها در دسترسه و ارائه يك تفسير دقيق از اين دين (اگر واقعا چنين ديني
وجود داشته باشه) تقريبا غيرممكنه. اون مرور جامعي بر عقايد پيشينيان از كومن گرفته تا دوران معاصر انجام ميده و نقطه ضعف مشترك اونها رو ضعفشون در تفسير كردن اين
iconography يا يادگارهاي تصويري ميدونه. راجر بك به وضوح اعلام ميكنه كه قصد
ارائه تفسيري روشن از آيين ميترا رو نداره چون شواهد براي ارائه يك تفسير درست بسيار كمه، و تنها به اين بسنده ميكنه كه معتقدان آيين ميترا با ديدن اين تصاوير و رفتن درون آن
Mithraeumها احتمالا چه حسي داشتند و چه تجربياتي ميكردند. در واقع شبيه‌سازي داستان با استفاده از اطلاعات موجود!

اما در دستان راجر بك فقط چند مجسمه و كنده‌كاري وجود نداره. يكي از استنادات مهم بك به متني است كه از Porphyry فيلسوف نوافلاطوني قرن سوم ميلادي باقي مونده به نام De Antro. يكي از بخشهاي متن رو اينجا ميذارم:

«ايرانيان به آن محل غار ميگويند. جايي كه نودينان با رموز آيين آشنا ميشدند، و به آنها مسير صعود و بازگشت دوباره ارواح نشان داده ميشد. يوبولوس به ما گفته است كه زرتشت نخستين كسي بود كه از غار به عنوان مكاني براي پرستش ميتراس، آفريننده و پدر همگان، استفاده كرد. غار تصويري از كيهان بود كه بوسيله ميتراس آفريده شده، و همه آنچه كه درون غار گذاشته ميشد به همان ترتيب قرارگرفتنشان نمادهاي اجزا و اقليمهاي كيهان بودند.»

بك بحث ميكنه كه اشاره پورفيري به ايرانيان (Persians) و زرتشت اشاره‌اي تاريخي نيست. چون اولا زرتشتيان اصولا در غار پرستش نميكردند و ثانيا صفت Persian به كرات براي معتقدان رومي آيين ميترا به كار رفته.

از سخنان پورفيري راجر بك چند نتيجه مهم ميگيره:

  • همونطور كه ديگران هم گفته‌اند غار ميترايوم‌ها نمادي از كيهان بوده.
  • همه آنچه كه در ميترايوم قرار داشته بايد در كنار هم ديده بشه، نه صرف صحنه گاوكشي. پورفيري ميگه همه محتويات غار
    به همان ترتيب نمايي از كيهان رو ارائه ميكنند. در واقع ميترايوم ها تنها يادگارهاي آيين ميترا هستند كه ماي امروزي همونطوري اونها رو ميبينيم كه يك پيرو آيين ۲۰۰۰ سال قبل.
  • يكي از كاربردهاي مهم غار ميتراييك برگزاري جلسات آشنايي نودينان با آيين بوده. بك بر اساس اين جملات پورفيري و
    بحث خودش در باب معناشناسي سمبلها معتقده كه اين جلسات يك‌سري كارگاه آموزشي نبوده، بلكه همونطور كه پورفيري گفته نودينان عملا قرار بوده صحنه‌هايي رو به چشم ببينند.
  • اون چيزي كه نودينان به چشم ميديدند از نظر بك كاربرد اصلي ميترايوم‌هاست: چگونگي نزول و بازگشت دوباره روحdecent and return of souls كه در قالب مناسك و نه آموزش به تجربه در مي آمد.

البته پورفيري عقايد ميتراييك نداشت و يكي از نقدهاي مهم به راجر بك اينه كه پورفيري داستان ميتراييسم رو بنا به تفسير خودش از كيهان شناسي نوافلاطوني ارائه كرده باشه، نه اونجوري كه واقعا وجود داشته.

منظور از اين نزول و بازگشت دوباره روح چيست؟ داستان سفر روح داستاني مهم در معتقدات افلاطوني و نوافلاطوني بود. داستاني كه براي خواننده ايراني شعر حافظ خوانده آشناست! روح انسان در بهشت ماءوي داشت. با تولد انسان اين روح از مسيري كه از بهشت آغاز ميشد، از مدار ستارگان ثابت، و مدار سيارات متحرك ميگذشت و به زمين ميرندگان ميرسيد عبور كرد و در قالب جسم قرار گرفت. هدف غايي انسان فاني بازگرداندن روح به نزد خدا در بهشت است. به جايگاه جاودانان.

در اين مسير بازگشت دوباره روح از همان راه آمده ميگذرد. در اين ميان نقش ستارگان و سيارات هم نقشي سمبليك و هم نقش راهنما و نشان دهنده مسير است. روح بايد در جريان مناسك ديني در يك مسير تدريجي صعود كند، از سيارات بگذرد، به ستارگان برسد، راه بهشت را پيدا كند و به جاودانگي برسد.

اين همون مسيريه كه در سلسله مراتب هفتگانه سلوك ميترايي ديده ميشه. هفت مرحله كه هر كدوم نشان از يك سياره داره.

بك از اين زمينه اعتقادي استفاده ميكنه و اون رو به ميتراييسم تعميم ميده. اون در تفسيرش ميترايوم رو به عنوان يكي از مهمترين شواهد موجود از مناسك ميترايي ميبينه. چون معتقده ميترايوم تنها چيزيه كه ما اون رو همونطور ميبينيم كه يك ميتراپرست وقتي واردش ميشده ميديده. درنتيجه ميتونيم خودمون رو به جاي اون بذاريم و از چشمان اون ببينيم. بك براساس ساختار دو ميترايوم بزرگ اروپا يك پلان كلي (تنها به عنوان يكي از مدلهاي ممكن، به گفته خودش) از يك ميترايوم ارائه ميده. انتقاد اون از پژوهشگران قبلي كه به تفسير ستاره‌شناسانه از آيين ميترا پرداختند اينه كه اون معتقده: درسته! صحنه گاوكشي نقشه‌اي از آسمانه!
ولي نه يك نقشه كارتوگرافيك! بلكه يك نقشه نمادين. بقيه پژوهشگران اجزاي موجود در تصوير رو به صورتهاي فلكي نسبت دادند. ولي با همين رويكرد به دنبال صورت فلكي مرتبط با ميترا هم گشتند! يكي اون رو به پرسئوس نسبت داده و يكي به اوريون! ميترا
هيچكدوم از اونها نيست! صورتهاي فلكي در تصوير وجود دارند ولي ميترا با اونها در تماسه، جزيي از اونها نيست. ميترا خورشيد شكست ناپذيره كه در جريان صعود و نزول روزانه و ساليانه‌اش از اين جايگاهها ميگذره، همونطور كه روح انسان در سفر درازش
نزول و صعود رو تجربه ميكنه.

در تفسير چگونگي تزيينات ميترايوم راجر بك به بخشي ديگر از متن بازمانده از پورفيري استناد ميكنه:

«آنها ميترا را درجايگاه درست خود يعني نقطه اعتدال equinox قرارميدادند. او چاقوي برج حمل –نماد مريخ- را در دست دارد و بر پشت گاو ونوس نشسته است. به عنوان آفريننده كيهان ميترا در اعتدال نشسته در حاليكه علائم شمالي در سمت راست و علائم جنوبي در سمت چپ او قرار دارند. آنها Cautes (مشعلداربا مشعل سربالا) را بخاطر گرمايش در جنوب و Cautopates (مشعلدار با مشعل سرپايين) را بخاطر سرمايش در شمال قرار ميدادند. «

لازم به توضيحه كه در ستاره‌شناسي پيشينيان جهان از چند فلك تو در تو ساخته شده بوده. فلك سيارات بين زمين (مركز جهان و ثابت) و فلك ستارگان قرار داشته، ولي هر كدوم از سيارات به يكي از صورتهاي فلكي نسبت داده ميشدند. اين صورت فلكي جايگاه سياره شناخته ميشد. يعني در زماني از سال كه سياره ازجلوي صورت فلكي خودش ميگذشت قدرتش حداكثر بود. مثلا در متن بالا مريخ در برج حمل. به همين ترتيب ساير سيارات هم جايگاههاي خودشون رو داشتند، مثلا ماه در خرچنگCancer، و خورشيد در شير Leo(فراموش نكنين كه در اون زمان خورشيد سياره بود!).

ترتيب نمايش صورتهاي فلكي در ميترايوم نمونه‌اي كه بك شرح ميده به همين ترتيبه. در سمت چپ ميتراي صحنه گاوكشي (همون خورشيد كه در اعتدال بهاري قرار داره) نيمكتهايي قرار دارند كه حامل علائم سيارات و جايگاه فلكي اونها در نيمكره جنوبي آسمان هستند، و در سمت راست علائم شمالي. و در انتهاي نيمكتهاي سمت چپ Cautes، و در سمت راست Cautopates.

در اين مكان هر كسي بر اساس جايگاهش در آيين در مكان مشخصي نسبت به ميترا ميشينه و كيهان رو از جايگاه خودش ميبينه. ميترايوم كيهانه ولي نه در حالتيكه از زمين ديده بشه. ميترايوم كيهانه وقتي از بهشت نگاه كني! كيهاني كه ميچرخه و نزول و صعود خورشيد راه صعود مجدد روح رو به دينداران نشون ميده

ادامه دارد…

5 پاسخ to “ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت هفتم)”

  1. ساناز Says:

    با سلام
    من تمامی مطالب شما را راجع به میترایسم و … مطالعه کردم ، خیلی عالی و کامل و از آنجایی که مطالبتون به موضوع مقاله من خیلی کمک میکنه خیلی مشتاقم بقیه مطالبتون را ببینم اگه ممکنه راهنماییم کنید.

    • Utna Says:

      خوشحالم خوشتون اومده. راستش این مطلب مال مدتها پیشه. قصد داشتم یکی دو تا پست دیگه در این باره بنویسم که فرصت نشد. مقاله شما در چه موردی ه؟

  2. الناز Says:

    سلام
    وبلاگ خیلی خوبی دارین
    یه سر هم بیا پیش ما ضرر نمی کنی
    راستی ممنون میشم وقتی اومدی روی بنرهای تبلیغاتی کلیک کنی
    زود بیا منتظرتم
    اگه خواستی می تونیم تبادل لینک کنیم
    لطفا روی یکی از بنرهای تبلیغاتی کلیک کن



  3. آفتاب Says:

    دلم میخواد برم تو یکی از این غارا یه دور ایمان بیارم و ببینم این رود چه جوریه!

  4. احمد Says:

    عالي بود! ساخته شديم! يه فيلم مستندي ديدم به اسم Zeitgeist (شايد بهت دادمش قبلاً) توي اون هم به روز و شب و ارتباط ميترا و مسيح و ساير دوستان! با نقطه اعتدال اشاره كرده بود. اگه واقعاً اين مفاهيم و داستان‌هايي كه ما به عنوان اسطوره و دين پذيرفتيم، ساخته و پرداخته ذهن يه سري بشر باشه، عجب دقيق و پيچيده و با ظرافت اين كارو كردن!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: