رويا

علت اينكه قسمتهاي ۷ و ۸ رو نمينويسم اينه كه منتظر يه كتاب از Roger Beck هستم كه به دستم برسه. بدينوسيله از دوستاني كه پيگير برنامه اتوپسي ميترا هستن پوزش ميطلبم!

……………………………………………………………………………….

من يه رويا دارم!

چند وقته كه اين روياي تخيلي در ذهن من ميچرخه و از تصور اينكه شايد يه روز رخ بده شاد ميشم! نميدونم چرا!

هزاران سال پيش كساني از مصر به وادي كنعان كوچيدند و در آنجا ردي از خدا يافتند. همانجا را سرزمين موعود ناميدند.

داود و سليمان در همين سرزمين بر جن و انس حكم راندند و خداوند خداي خود را عبادت كردند و هر روز در آسمان همين باريكه اورشليم آسماني را تصور كردند.

هزار سال بعد در وادي جليل بازهم در همين باريكه عيسي از آسمان فرود آمد و ۳۰ سال بعد از آن بر فراز جلجتا در همين وادي بر آسمان صعود كرد.

۶۰۰ سال بعد از آن فرسنگها آنطرفتر جمعي كوچك و نحيف در شعب ابيطالب به سوي همين سرزمين سجده ميكردند و سايه الله را در آن ميديدند. خدايي كه يك شب محمد را در فاصله افتادن دو قطره‌ي آب از مكه بر آسمان همين باريكه آورد و دروازه‌هاي بهشت خويش را به او نشان داد.

انصاف كنيد! همين چند ويژگي براي اينكه فلسطين رو عصاره اديان و سرمايه بشري بدانيم كافي نيست؟

روياي من اين است! مالكيت ارض مقدس به بشريت سپرده بشه. سازمان ملل اين منطقه رو به عنوان دروازه معنويت، ميراث فرهنگي بشر و سرزمين مداراي ديني اعلام كنه، و نمايندگاني از اين سازمان حاكميت بر آن رو بر عهده بگيرند. هر ديني به شرط پذيرش قانون مدارا حق داشتن سفارتخانه در اونجا رو داشته باشه.  

روزي كه نام فلسطين، اسراييل و اورشليم بجاي يادآوري آتش و خون و قلوه سنگ و تندروي مذهبي و نسل كشي يادآور تاريخ و فرهنگ و معنويت به همراه مدارا باشه…

خيلي تاريخ معاصر اين منطقه رو نخوندم. شايد كساني اين فكر رو كردند و اون رو غيرعملي ديدند. اين رويا از نظر من دست‌نيافتنيه. چون مستلزم نبودن حكومت يهودي اسراييل، پذيرش همنشيني با كفار توسط مسلمانان، پايان انتفاضه، و شروع حاكميت صلح و مداراست. تا تندروي و تعصب ديني هست اين رويا دست نيافتنيه…

10 پاسخ to “رويا”

  1. احمد Says:

    ميگم اگه اين Roger كتابشو بهت نميده لااقل بازم از آرزوهات برامون بنويس!

  2. آفتاب Says:

    چاکریم! آقا این آدرس وبلاگتو که توی نظرات من میذاری تصحیح کن. اشتباه وارد کردی!

  3. رضا Says:

    به جاويد: باباقبول. اصلا در مورد پيامبر خودت كه پاي چند زن با هم درميان است!
    بابانوئل هم خوبه. به خدمت رساني به شهروندان مشغوله. ضمنا جهت اطلاعت بگم كه از وقتي من اومدم اينجا با يك شخصيت جديد به نام خانم Calus هم آشنا شدم كه همسر آقاي نوئل هستند! اينجا هم پاي يك زن درميان است جاويد جان!

    به آفتاب: من به شخصه پاي يك زن را به پاي مهران مديري ترجيح ميدم كه در ميان باشه!
    مطلب هم مثل هميشه جالب بود. اون تيكه «مهتاب شبي خواهد و آسوده سري» رو هم خوب اومد. كلي شاد شدم!

  4. آفتاب Says:

    بابا قضیه خیلی پیچیده شد! آیا واقعا پای یک زن در میان است؟ آیا پای مهرانمدیری در میان است؟ آیا اگر یعقوب به حرف مامانش گوش نمیکرد الان اسرائیل به جای گلوله به غزه گل میفرستاد؟ آیا من عرفاتم و تو ابومازن؟ آیا پیامبر پسرخاله این آقاس که میگوید پیامبر خودم؟ آی ما را از باغ عدن هل دادن یا انداختند پایین؟!
    اوووووه! چه قدر ابهام!
    بگذریم. شاید اینو خونده بای رضا جان، ولی من لینکشو میذارم تا بقیه هم بخونن. به نظرم خلی جالبه:
    http://www.ali-tahmasebi.com/nabard%20khodayan.pdf

  5. جاوید Says:

    استاد سلام. خوبی! چطوری! سروش خانم چطوره؟ می گن بابا نوئل به سال اولی ها خوب می رسه! چی گرفتی از بابا نوئل؟ نکنه بحران اقتصادی هم به جیبهای بابا نوئل رسیده!
    بازم می گم همیشه پای یک زن در میان است. از این یعقوب بجه ننه که حرف مامانش رو گوش کرد و سرباباش رو کلاه گذاشت و این بلاها رو سر مردم بومی بیچاره کنعان اورد هم بگذریم همین جناب آدم نیز حرف حوا رو گوش کرد و ما رو از باغ عدن هل دادند اینجا. وگرنه الان داشتیم تو باغ عدن حال می کردیم. قبول نداری. البته شاید هم نبودیم (بخاطر عدم رویش …). همین پیامبر خودم چقدر از دست این زنانش کشید جوری شد که خدا دو تا از سوره هاش رو برای زنان پیامبر نازل کرد می گی نه برو سوره احزاب و تحریم رو بخون دست می یاد.
    بازم ما خیلی چاکریم

  6. جاوید Says:

    سلام استاد, همیشه پای یک زن در میان است. بیچاره کمال تبریزی هم خیلی سر این موضوع تحت فشار بود تا فیلمش با همین عنوان اکران بشه چون همیشه پای یک زن در میان است. مساله اون تکه زمین و دعوای اونجا نیز مال همین مساله است چون پای یک زن در میان است. چطور؟ زمانی که که یعقوب (Jacob) حرف مادرش (Rebecca) رو گوش کرد و رفت سر پدر نابیناش (Issac) و برادرش (Esue) رو کلاه گذاشت و پدر به این دلیل بر یعقوب خشمگین شد و خواست اون رو تبعید کنه. بعد یعقوب رو فرستاد سرزمین کنعان. شانس اوردیم یعقوب به جای سرزمین کنعان از سرزمین پارس سر در نیاورد وگرنه ممکن بود الان من یاسر عرفات بودم و تو هم ابومازن. یعقوب هم از بیابان گذشت تا به سرزمین موعود برسه رفت دیدش قبل از اون فلسطینی های بیچاره به سرزمین موعود رسیدند. شاکی شد و از همون زمان دعوا شروع شد. بازم می گم همیشه پای یک زن در میان است. حالا ببین من کی این حرف رو گفتم.
    ………………………………………………………………………
    به! سلام بر برادر جاويد
    خوبي؟ نسيم؟ آراد؟ اهل و عيالات؟
    ضمنا بيخود به ريش اين زنان بدبخت نبند قضيه رو!
    اون وقتي كه جناب يعقوب يخه اون بدبختو گرفته بود تا صبح مي‌زد تو سرش كه آخر طرف راضي شد سرزمين اسراييلو بهش بده هم بازم مامانش گفته بود؟!

  7. مهتاب Says:

    سال نو ميلادي مبارك

  8. احمد Says:

    جمله‌ي اولت منو ياد اون سخنراني معروف مارتين لوتر كينگ انداخت! اميدوارم همونطور كه آرزوي اون برآورده شد، تو هم به آرزوت برسي.
    ضمناً منم موافقم!

    ………………………
    راستشو بخواي اگرچه من اين رويا رو مدتيه كه دارم ولي اين جمله رو عينا از ايشون كپي كردم!

  9. آفتاب Says:

    من موافقت خودمو اعلام می کنم! موافقت بقیه رو هم بگیر!!

    …………………..

    كاراي آسونو تو ميكني سختاشو من؟!

  10. Bia2Music Says:

    مراسم شب دوم ماه محرم 1387 توسط مداحان اهل بیت … حتما عضو شوید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: