ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت ششم)

وقتي ميتراس از خدايي تاريخي تبديل به موجودي آسماني شد پژوهشگران متعددي براي پيدا كردن اين ستاره‌ي
گمشده به آسمان خيره شدند! جالب اينكه صورتهاي فلكي انقدر شلوغ و در هم فرو رفته بودند كه (مثل شعر حافظ!) براي هر داستاني در آنها صحنه‌اي پيدا ميشد! برخلاف
Ulansey كه كمي به بالاسر گاو آسماني (برج ثور) نگاه
كرده بود، پژوهشگر ديگري به نام
Speidel به كمي آنسوتر نگاه كرد. جايي كه جنگجويي آسماني به نام Orion به
سمت گاو بيچاره حمله ميكرد! طبيعتا او اوريون را به عنوان نماد ميتراس آسماني گرفت!


پروفسور ديويد اولانزي چند سال بعد نظريه خود را گسترش داد و سناريوي عجيب و جديدي از پيدايش ميتراس رومي ارائه كرد. اولانزي فرضيه خود رو در سال ۱۹۸۹ در مجله scientific American (vol.261:130-135)
منتشر كرد. اون به يك نكته بسيار جالب و ستاره‌شناسانه توجه كرده بود كه احتمالا بسياري از ميتراشناساني كه به آسمان خيره شده بودند از قلم انداخته بودند. براي تفسير صحنه گاوكشي نبايد به آسمان قرن بيستم نگاه كرد! بلكه بايد
دوهزار سال به عقب برگشت! بله! برخلاف آن‌چيزي كه در نگاه اول به نظر ميرسه تصوير آسمان در اين دو هزار سال تغيير كرده. اين نظريه تا اينجا هوشمندانه بود، ولي بقيه ماجرا به فانتزي شبيه‌تر بود تا يك واقعه تاريخي! بشنويد:

اولانزي معتقد بود هفت صورت فلكي‌اي كه در صحنه گاوكشي ديده ميشوند همه در يك ويژگي مشتركند. همه در مسير استواي آسماني (Celestial equator) قرار ميگيرند. اين مدار امتداد استواي زمين در كره سماوي است كه با يك انحراف حدود ۲۳ درجه از مدار زمين به دور خورشيد (يا در واقع مدار خورشيد به دور زمين از ذهن مردمان دنياي قديم!) كه همان Zodiac است قرار ميگيرد. اين دو مدار در دو نقطه اعتدال بهاري و اعتدال پاييزي با هم تلاقي ميكنند (equinox).

اهميت اين استواي آسماني در زمان قديم بيش از اين حرفها بوده! و بار معنوي بسيار بيشتري داشته. زمين مركز عالم بود و استواي آسمان مدار ثبات و چرخش كره آسمان به دور زمين بود. به طور مثال افلاطون گفته كه آفريدگار جهان رو در ابتدا به صورت صليب مابين استواي آسماني و zodiac خلق كرده.

نكته اينجاست كه اين مركز ثقل چندان در جهان ثابت نيست. ما امروز ميدونيم كه اين استوا نه محور چرخش جهان بلكه انعكاس جهت محور زمين به دور خورشيد در آسمانه. و اين محور هر ۷۲ سال حدود ۱ درجه تغيير ميكنه! با اين تغيير محل خورشيد در آسمان در زمان اعتدالين (تلاقي دو مدار) هم كمي به سمت غرب منحرف ميشه. يك دوره كامل اين انحراف محور ۲۵۹۲۰ سال طول ميكشه، و خورشيد هر ۲۱۶۰ سال از يك صورت فلكي به صورت فلكي ديگه
جابجا ميشه. الان محل تلاقي محور خورشيد و زمين در زمان اعتدال بهاري(نوروز) در برج حوت قرار داره، در حدود
۲۰۰۰ سال پيش در برج حمل بوده و حدود ۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد در برج ثور(گاو).

اولانزي محاسبه كرد كه همه صورت‌هاي فلكي صحنه گاوكشي غير از Leo در مسير استواي آسماني ۲۰۰۰ سال قبل از ميلاد قرار دارند.

نخستين بار در سال ۱۲۵ قبل از ميلاد فيلسوف يوناني Hipparchus متوجه اين انحراف تدريجي شد. او سپس به مسير همين صورتهاي فلكي در زمان باستان (برج ثور) اشاره كرد.
براي يك يوناني باستاني (!) اين تغيير كوچكي نبوده، اين انحراف به معني جابجايي كل كهكشان بوسيله قدرتي فراتر از همه قدرتها بوده كه ميتونسته بر همه جهان و سرنوشت انسانها تاثير بذاره.

اولانزي گفت كه صحنه گاوكشي نمايي از اين قدرت آسمانيه كه بر برج ثور در دوران باستان غلبه كرده و دوران جديدي رو شروع كرده. بقيه بازيگران هم صورتهاي فلكي در مسير استواي آسماني در زمان باستان هستند.

در نتيجه در حدود قرن اول قبل از ميلاد دين جديدي زاده ميشه كه خدايي رو ميپرسته كه ميتونه جهان رو جابجا كنه و عصر جديدي بوجود بياره. اولانزي به بعضي از عكسهاي گاوكشي اشاره ميكنه كه ميتراس كهكشانها و ستارگان رو در شنلش در بر گرفته.



خود ميتراس كجاست؟ همونطور كه گفتم اولانزي به صورت فلكي بالاسر گاو يعني Perseus اشاره ميكنه (پست
قبل رو ببينيد) و اون رو ميتراس ميدونه. در
Cilicia در آسياي صغير كه از نظر تاريخي محل تولد ميتراييسم رومي شناخته ميشه پرستش Perseus سابقه تاريخي داشته و در همون زمانها اكثر آسياي صغير تحت سلطه ميترادات پونتوس Mithradates of Pontus بوده كه احتمالا در توسعه ميتراييسم به غرب نقش داشته. بعلاوه آيين ميتراييسم آييني پنهاني بوده و آغازگرانش نام اصلي خدا رو كه Persues بوده تحت نام ميتراس پنهان ميكنن.

(براي اطلاعات بيشتر و جزييات نظريه اولانزي اينجا رو ببينيد: http://www.well.com/user/davidu/mithras.html)

داستان اولانزي جالب به نظر ميرسه ولي خيلي بيش از نظريات احمد حامي مبتني بر شواهد تاريخي نيست.

امروز شايد بشه گفت كه يكي از قانع‌كننده‌ترين نظريات در اين مورد توسط Roger Beck همون كسي كه در
كنگره ميتراشناسي براي اولين بار ارتباط گاوكشي با صورتهاي فلكي رو مطرح كرد ارائه شده.

ادامه دارد…

یک پاسخ to “ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت ششم)”

  1. سمیرا Says:

    سلام
    می خواستم بگم که من اینجام:) پی می گیریم کالبدشکافیتونو…
    خوش باشید.
    راستی به سروش جان بفرمایید procrastination خیلی خوب بود. باز شرمنده شدم از خودم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: