ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت پنجم)

حدس ميزنم حدود ۴۰-۵۰ سال پيش كه ناسيوناليزم و افتخار به تمدن بزرگ و باستاني ايراني بيداد ميكرد در هر گوشه‌ و كنار اين مملكت هر سال يك «مهرابه» جديد كشف ميشد! از غار نياسر كاشان گرفته تا غار خربس جزيره قشم!

ايران‌شناس برجسته ريچارد نلسون فراي در كنگره مطالعات ميتراييك تهران (۱۹۷۵) يك سخنراني داره كه با اين جمله شروع ميشه: «مدت کمی پس از سخنرانی ام درباره ی مهر در تاریخ ایران در اولین کنگره ی مطالعات میتراشناسی در 1971 (1350) شایعاتی درباره ی کشف یک مهرابه در آذربایجان، هنگامی که در شیراز بودم، به گوشم رسید. در تابستان 1974 (1353) به جستجوی غارهایی رفتم که می گفتند در مناطقی که مهرپرستی رواج داشته است وجود دارند. متاسفانه، معلوم شد این غارها در نزدیکی مراغه و مشرف بر دریاچه ی رضاییه چیزی جز غارهای معمولی نیستند که روزگاری مامن احتمالا چادرنشینان کوچ رو بوده اند و با سایر غارهایی که در جاهای دیگر ایران پیدا شده اند چندان فرقی ندارند. به نظر من، هر محققی در این زمینه باید از همان آغاز تحقیق میان آیین میتراپرستی رومی، که تصاویر و شمایل ها و نمادهای خاص خود را دارد، با نشانه های مهرپرستی دیگری که در فلات ایران وجود داشته است فرق بگذارد. تا جایی که من می دانم، هیچ نقش برجسته ی میترایی شبیه به آن چه در درون مرزهای امپراتوری روم شناخته شده، هرگز در فلات ایران پیدا نشده است. ما چه در غرب ایران (فارس) و چه در شرق ایران، (از جمله در آسیای مرکزی) باید کوشش هایمان را بر یافتن بقایا و یادمان های نوع دیگری از مهرپرستی متمرکز سازیم.» او سپس به نماد شناسي يكي از تصاوير انگشت‌شمار مهرايزد در ايران در تاق بستان ميپردازه…

(http://www.aariaboom.com/content/view/1436/192/)

اين سخن يك پيام واضح داره! اي ايرانيان! دست از سر ميتراس گاوكش غارنشين رومي برداريد! اون شايد پسرعمو يا حتي نوه مهرايزد باستاني شما باشه، اما يك خداي مستقل و اروپاييه. مهرايزد شما نه تابحال گاوي كشته، نه در غاري زاده شده، نه در مهماني شامي شركت كرده، نه بر آسمان صعود كرده، و نه حتي به عنوان يك خداي مستقل پرستيده شده…

 

مشكل جاي ديگري بود! پژوهشگر ايراني هرچه از شاهنامه فردوسي و ديوان عطار دليل مياورد و تصاوير هيكل‌مندان گود زورخونه رو رو ميكرد براي ميتراشناس اروپايي خنده‌دار و غيرقابل باور به نظر ميرسيد. فردوسي بزرگ هرچه هم از تاريخ ايران ميدونسته و هرچه هم مبتني بر تاريخ نوشته باشه هزار سال بعد از ميتراي رومي و حتي هفتصد سال بعد از محوش از روي زمين شعر ميگفته، و گردونه تاريخ ميتونسته در اين هزار سال هزاران دور گشته باشه و تاريخ جديدي خلق شده باشه…

 

جنبه دردناك داستان اونجا بود كه از دوران ساساني كه دين زرتشتي دوباره قدرت گرفت و موبدان بر قله آريستوكراسي مملكت حاكم شدن و به طور همزمان در جاي‌جاي خاك اروپا ميترايوم‌ها سر بر مي‌آوردند و سرداران رومي براي ميتراي شكست‌ناپذير قرباني ميكردن حتي يك متن كوتاه در تاييد، نقد، رد يا اشاره به ميتراييسم رومي باقي نمانده. مثل روز روشنه كه متون زيادي نوشته شده (همونطور كه در رد مسيحيت و دين مزدكي نوشته شده و چندتايي به دست ما رسيده)، ولي تاريخ همه‌شو بلعيده. و پژوهشگر ايراني براي شبيه‌سازي مهرايزد از ياد رفته يا بايد به تشبيهات شاعران هزار سال بعد بسنده كنه يا تخيلات شاعرانه خودش!

 

خلاصه كنم! اون زماني كه ايرانيان در تخيلات خودشون ميترايي بزرگ ميساختند كه هرچه مسيحيت و اسلام و ايران داره به نوعي از اون ريشه ميگرفته و امثال پوران فرخزاد همه آحاد زندگي مسيحي رو از لباس قرمز و كلاه منگوله‌دار بابانوئل گرفته تا درخت كريسمس و شمع روشن كردن در كليسا به مهر ايراني نسبت ميدادند (مهره مهر. نشر نگاه ۱۳۸۶) اروپاييان در اين عقيده راسختر ميشدند كه ميتراي آنها نه فرزند خلف مهرايراني كه شاگرد ستاره‌شناسي مكتب يونان بوده…

***

به ياد بيارين كه در صحنه گاوكشي ميترا دو مشعلدار به نامهاي Cautes  و Cautopates يكي با مشعل سربالا و ديگري سرپايين حضور هميشگي دارند، و به ياد بيارين كه فرانز كومن اونها رو نماد شب و روز و دوگانگي زرتشتي دونسته. در سال ۱۹۷۳  دانشمند كاناديي Roger Beck كه بعدا يكي از داعيه‌داران ميتراشناسي جهان شد در كنگره‌اي در امريكا مقاله‌اي ارائه كرد و فرضيات قديمي Stark در زمينه ارتباط گاوكشي با

آسمان رو دوباره زنده كرد. او گفت فرض كنيم اين دو مشعلدار دو ستاره روشن آسمان Aldebaran (الدبران) و Antares(قنطروس) باشن. لحظه‌اي رو در سال تصور كنيد كه قنطروس در حال طلوع و الدبران در حال غروبه. ميان اين دو ستاره چه ميبينيم؟ مجموعه‌اي از صورتهاي فلكي: Taurus (ثور) گاو، Canis minor يا سگ كوچك، Hydra يا مار، Corvus يا كلاغ، و Scorpius يا عقرب. به همه اينها Spica به نشانه دم گاوي كه به شكل نهال گندم درآمده را اضافه كنيد. همان اطراف Leo يا شير و Crater يا پياله را هم پيدا ميكنيد. اين شخصيتها تقريبا با همين ترتيب در صحنه گاوكشي هم ديده ميشوند!

اين صحنه وقتي ديده ميشود كه در زمان غروب گاو آسماني (برج ثور) در ميانه پاييز به آسمان جنوبي نگاه كنيد. اين همان زماني است كه روميان درو كردن گندمها را آغاز ميكرده‌اند. پس ظاهرا صحنه گاوكشي ميتراس ربطي به آفرينش ايراني ندارد و صرفا نمايش نقشه‌اي از آسمان در زمان خاصي از سال است.

در كنگره دوم ميتراييك در تهران پژوهشگر ديگري به نام Insler مشابه همان حرفهاي Beck را به طور مستقل مطرح كرد. با اين تفاوت كه لحظه مورد نظر را به زماني نسبت داد كه برج ثور براي آخرين بار در زمان غروب ديده ميشود، يعني وسط بهار. و آن را نشانه غلبه روشني بر تاريكي و پايان زمستان دانست.

 

اين دو نظريه سرآغاز مجموعه گسترده‌اي از نظريات در مورد جايگاه صحنه گاوكشي و به تبع اون ميتراس در صورتهاي فلكي و ستاره‌شناسي يوناني-رومي شدند. ولي هردو در چند نقطه ضعف هم شريك بودند: اين وسط خود ميتراس از قلم افتاده بود! همچنين در اون لحظه‌هاي مشخص سال چندين و چند صورت فلكي ديگه هم در آسمان همون حوالي ديده ميشدند كه در صحنه گاوكشي از اونها خبري نبود!

 

در سال ۱۹۷۸ Bausani نظريه ديگري ارائه داد. او صحنه گاوكشي ميتراس رو نمادي از زمان حمله شير به گاو يا غلبه برج اسد بر برج ثور دونست. اين نمادي باستاني بود كه به سومر باستان برميگشت. صحنه‌اي كه اغلب ما ايرانيها اون رو در تخت جمشيد ديديم.

 

حدود ۱۰ سال بعد David Ulansey  در جستجوي ميتراي گمشده در آسمان صحنه‌اي مشابه عكس پايين رو ديد! و گفت كه ميترا ميتونه همون صورت فلكي Perseus باشه، كه به طرز جالبي در آسمان در حال قرباني گاوه! از اونجاييكه نام Perseus ريشه ايراني قضيه رو به ذهن متبادر ميكرده آغازگران ميتراييسم رومي هم بر اين خداي جديد نامي ايراني نهادند. البته Ulansey در اون مقاله چندان روشن نكرد كه چرا بايد عده‌اي به آسمان نگاه كنند و به ناگهان در دائره‌المعارفهاي رومي-ايراني به دنبال نام يك خدا براي نام‌گذاري اون لحظه بگردند!

 

ادامه دارد…

یک پاسخ to “ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت پنجم)”

  1. یک ایرانی Says:

    این مسئله که در ایران نشانی از گاو درآیین مهر وجود نداشته درست نیست. باستان شناسی در ایران هنوز تکمیل نشده ولی اگر روزی وضعیت سیاسی و حکومتی در ایران تغییر کرد و یادگار نیاکان و تاریخ اونها ارزشمند شد اون وقت خواهید دید که از دوران مهرپرستی یادگارهایی مثل مجسمه گاو و دختر در غارهای کنده شده زیر یکی از شهرهای باستانی ویران شده وجود داره. و دیگه اینکه خاندان کارن پهلو علی رغم احترام به آیین زرتشتی اساسا ارتباطی عمیق با آیین مهر پرستی داشتند.
    با سپاس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: