ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت چهارم)

دو كنگره بين‌المللي مهم در زمينه مطالعات ميتراييك با فاصله كمي از هم برگزار شدند كه نگاه جهان غرب را به ميتراييسم تغيير دادند. اولين كنگره در سال ۱۹۷۱ در منچستر انگلستان برگزار شد. دبير اين كنگره فردي به نام John Hinnels بود كه ۴ سال بعد نتايج اين كنگره را در قالب كتابي منتشر كرد. در همان سال دومين كنگره بين‌المللي مطالعات ميتراييك در تهران برگزار شد (كه مجموعه مقالات آن توسط مرتضي ثاقب‌فر در سال ۱۳۸۵ به فارسي ترجمه شد). دبير اين كنگره هم همان هينلز مذكور بود. هينلز مخالف پروپاقرص نظريه منشاء ايراني ميتراس رومي (يا «Iranian hypothesis «) بود. از آنجاييكه خيلي از فرضيات كومن چندان بر پايه شواهد تجربي نبوده و بيشتر بر اساس تفسيرهاي وي و قبول پيش‌فرض ايراني بودن ميتراس استوار بود، هركسي كه با اين پيش‌فرض مخالف بود ميتوانست به دنبال نقاط ضعفي در آنها بگردد. همان كاري كه هينلز كرد!

او در كنگره اول شروع به نقد و خرده‌گيري از نظريات كومن كرد. به طور مثال كومن وجود سگ و مار را كه به سمت خون گاو قرباني حركت ميكردند بر پايه اعتقادات زرتشتي نشانه هاي دوگانگي مبارزه اهورامزدا (به نمايندگي سگ) و اهريمن (بوسيله مار) ميدانست. نقد هينلز بر اين نظريه جالب بود! او گفت كه دليلي ندارد كه ما در صحنه گاوكشي (عكس پست شماره ۱ همين مطلب و عكس زير رو ببينين) فرض كنيم سگ و مار در حال مبارزه‌اند. آنها صرفا در حال حركت به سمت خون هستند و كلا فقط در عكس
حضور دارند. اين به هيچ وجه ربطي به
dualism زرتشتي ندارد.

با اين مثال و مثالهاي ديگر هينلز اعلام كرد كه نظريات كومن بر پايه يك دور باطل استوار است: او فرض كرده صحنه گاوكشي منشا ايراني دارد، در نتيجه سگ و مار بايد در حال مبارزه باشند، پس اين نشانه dualism زرتشتي است، پس گاوكشي صحنه‌اي ايراني است!

در اينجا هينلز با ترس و لرز اين نظريه را مطرح كرد كه شايد ميتراييسم رومي اصلا يك دين جديد باشد و مبدعان آن فقط ماهيت پنهاني آن را در لفافه يك نام عجيب و غريب ايراني پوشانده‌اند (يعني در واقع از اين نام سوء استفاده كرده‌اند!).»

“one must ask if the Roman Mithras was the Mithra of Iran in name only»

هينلز به اما و اگر بسنده كرد ولي پژوهشگر ديگري به نام R L Gordon تندتر از اين حرفها بود. او با ارائه مثالهاي متعدد از دوري بودن
فرضيات كومن به وضوح بيان كرد كه «فرضيه منشاء ايراني ميتراس غلط است و براي تفسير معاني صحنه ها و عملكردهاي آيين ميتراس بايد به جايي غير از دين ايراني رجوع كرد».

خوب! اگر اين صحنه‌ها عكس‌هايي از مهر ايراني در حال آفرينش جهان و مبارزه اهورامزدا و اهريمن نيستند پس چه هستند؟

حدود ۳۰ سال قبل از فرانز كومن فردي به نام K B Stark نظريه‌اي در مورد صحنه گاوكشي ارائه كرده‌بود كه به شدت توسط كومن
رد شده بود! او معتقد بود صحنه گاو كشي نمايي از آفرينش نيست! بلكه فقط يكسري صورتهاي فلكي و در كل يك نقشه از ستارگان است! (
Ulansey D. Religious studies review 1987).

با حمله‌اي كه در كنگره‌هاي مطالعات ميتراييك به «نظريه ايراني» كومن شد، پژوهشگران در جستجوي يك فرضيه جايگزين دوباره نگاهي به نظريات Stark انداختند. نظرياتي كه در سالهاي بعد از اون تبديل به نظريه غالب منشاء آيين ‌هاي ميتراييك رومي شد…

***

سه سال بعد از كنگره تهران انقلاب اسلامي در حركتي غيورانه بساط ميترا و بقيه اين بي‌ناموسيها را تا سالها تخته كرد!در
حاليكه جهان غرب به راه ديگري ميرفتند پژوهشگران ايراني به آيين مهر پروبال جديدي ميدادند.

احمد حامي كه اون رو به عنوان پدر مهندسي عمران ايران و بنيانگذار مهندسي نوين در ايران هم ميشناسن درمقدمه كتاب بغ مهر
(چاپ داورپناه ۲۵۳۵) اينگونه نوشت:

«چهل سال می‌شود که ناپيوسته درباره‌ی آيينِ مهر بررسی می‌کنم. از چند سال پيش می‌خواستم يادداشت‌هايم را به چاپ برسانم، اما در اين کار دو دل بودم. با برگزار شدن «کنگره‌ی مهرشناسانِ جهان» در شهريور ماهِ ۱۳۵۴ (۲۵۳۴) در دانشگاهِ ملیِ تهران و آگاهی از دانشِ «مهر شناسانِ جهان» درباره‌ی «بغِ مهر»، دلير گشتم و بر آن شدم که يادداشت‌هايم را به چاپ برسانم. باشد که مهرشناسانِ جهان در گردهم آيی‌های آينده، از آيينِ مهر آگاهیِ درستی پيدا کنند.» (اين جملات و بقيه بخشهاي مرتبط با كتاب بغ مهر رو از رونويسي اين كتاب در سايت زير برداشته‌ام:
http://weblog.firoozian.com).

احمد حامي در كتابش تصويري از مهر ارائه ميده كه به سختي ميشه براش شواهد تاريخي پيدا كرد و بيشتر بر تفسير او از روابط
منطقي بين پديده‌ها با چاشني ناسيوناليسم استواره. احمد حامي معتقد بود:

  • رسم جوانمردي و عياري ريشه در آيين مهر دارد و در واقع عياران همان بازماندگان مهرپرستان بوده‌اند. عبارتهايي مانند
    يارغار و … ريشه در آيين مهري دارد.
  • يعقوب ليث دارنده درجه «شير» در سلسله مراتب آيين مهري بود.
  • علي‌اللهيان كردستان بازماندگان مهرپرستي هستند.
  • آرياييان قبل از زرتشتي شدن مهر و ناهيد را پرستش ميكرده‌اند و مهرپرستي را با خود به ايران و آسياي صغير و اروپا برده‌اند.
  • مهرابه‌ی ملامعصومه در ورجوی نزديک مراغه، قدمگاه در خاور آذرشهر و دکان داوود در سرپل زهاب بازمانده‌هاي پرستشگاههاي
    مهري زمان مادها بوده‌اند.
  • مهريان معتقد بوده‌اند كه مهر در شب يلدا در كوه البرز از جرقه‌اي آتشين به دنيا آمده. به‌خاطر همين پرستشگاههاي مهري
    معماري غارمانند دارند.
  • شب يلداي ايراني شب تولد مهر است. شبي كه آغاز بلند شدن روزها و غلبه روشنايي بر تاريكي است. اين رسم در مهريان اروپايي هم وجود داشته و كم‌كم با تولد مسيح اشتباه شده (يا بوسيله آن جايگزين شده).
  • كيش مهر در زمان اشكانيان كه مهرپرست بوده‌اند به اروپا رفته است.
  • آنچه در عرفان ايراني ميبينيم از مراحل سير و سلوك عارفان تا راهنمايي «پير» و مراد همگي بازمانده مراحل هفتگانه
    سلوك ميترايي است كه عبارت بودند از «کلاغ
    – Corax، نامزد – Nymphus، جنگی – Miels، شير – Leo، پارسا – Perses، مهرپويا – Heliodromus و پدر – Pater. کلاغ، نامزد و جنگی پله‌های پايينی و شير، پارسا، مهرپويا و پدر، پله‌های
    بالايیِ کيش مهر بودند
    .«
  • از جام اسكولاپيوس گرفته تا سنگابه‌هاي مساجد ايراني همه ريشه در ميگساري مهريان دارند. همان جامي كه در صحنه گاوكشي هم هست.
  • زورخانه همان عبادتگاه ميترايي است. و به همين خاطر است كه زورخانه ها سقف گنبدي دارند (كه غار را تداعي كند). در گودي ساخته ميشدند. درهاي كوتاه داشتند تا پشت سالكان خم شود و محرابي هم در آنها تعبيه شده بود. زنان را به زورخانه راه نبود (مشابه آيين ميترا كه آييني مردانه بود).
  • دو مشعلدار صحنه گاوكشي مهربان (مهر+بان: حافظان مهر) بوده‌اند.
  • به پرستشگاه مهري يا mithraeum در فارسي مهرابه ميگفته‌اند كه از تركيب دو عبارت مهر و آبه (آوه) به معني جاي گود (مانند گود زورخانه) حاصل شده‌است.

خيلي از اين نظريات همونطور كه گفتم بر پايه تفسيرهاي شخصي نويسنده است.
اون از چند «مهرابه» در ايران نام ميبره. مطمئن نيستم كه اون اولين پژوهشگر معاصر باشه كه از اين واژه به عنوان معادل
Mithraeum نام ميبره. ولي در طول سالهاي بعد از اون اين واژه چنان همه‌گير شد كه تقريبا ميشه گفت از نظر خيليها به عنوان ريشه كلمه عربي «محراب» هم مطرح شده! (نگاه كنيد به معني كلمه محراب در ويكيپدياي فارسي: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A8).بعدا در مورد اين كلمه بيشتر صحبت ميكنم.

در سالهاي بعد از اون پژوهشگران ايراني متعددي به شاخ و بال دادن به ريشه‌هاي مهرپرستانه آداب و رسوم ايراني پرداختند.

هاشم رضي پژوهشگر بزرگ ايراني در كتاب «حكمت خسرواني» در ريشه‌شناسي واژه «خرابات» اون رو از ريشه خورآبه (خور+آبه) ميدونه به معنی خانه خورشید و معبد مهر. مهرابه و گرمابه و سردابه هم به همین شکل و ترکیب بوجود آمدن. این خور آبه ها مکانی برای گردآمدن مغان و پیروان آیین مهر و جایگاهی برای برگزاری مراسم و سماع و حوزه درس و تزکیه نفس و رسوم خاص مهردینان بوده. این مراسم وجشن ها با سماع ، موسیقی و رقص همراه بود و چون بعدها به انحراف کشیده شد ودر آن به اوباش و
مراجعان به این خرابه ها تنها به عیاشی و روسپی گری و به باده گساری می پرداختند، مفهوم منفی آن وارد ادبیات شد.

اشعار حافظ به گونه جديدي تفسير ميشه:

در خرابات مغان نور خدا مي بينم         اين عجب بين كه چه نوري ز كجا ميبينم

اون به جاي نظريه مهر پيامبر ذبيح بهروز اعتقاد به پرستش سه‌گانه باستاني اهورامزدا-مهر-ناهيد در ايران باستان داره.

فريدون جنيدي ميگه (http://www.aariaboom.com/content/view/1374/190/):

«در میان این گروه از نویسندگان، آنان که از بند افسانه های رومی رسته باشند انگشت شمارند و برخی از آنان نیز به مهر باستانی در ایران نگریسته اند، و دنباله ی نشانه های مهری را در ایران کم و بیش رها کرده اند و تا آنجا که من دیده و خوانده ام چنین است. پس امید بدان می بندم که با این گفتار کوتاه، سررشته ی پژوهش مهر شناسی در ایران را بگیریم، و هرآیینه اگر کسی پیش از این در این زمینه کوششی آزموده است، همگی به دنبال وی می رویم، باشد تا نگاره ای روشن از مهر را در تار و پود دفترها و گفتارهای ایران بیابیم.» اون منشاء آيين مهر در آرييايان رو به حدود ۶۰۰۰سال پيش در زمان فريدون برميگردونه و فردوسي رو شاهد ميگيره!:

زمان بی اندوه گشت از بدی             گرفتند هر کس ره ایزدی
دل از داوری ها بپرداختند                  بر آیین، یکی جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادکام                گرفتند هر یک ز یاقوت جام
پرستیدن مهرگان دین اوست             تن آسایی و خوردن آیین اوست
کنون یادگار است از او ماه مهر           به کوش و به رنچ ایچ منمای چهر

هفت مرحله سلوك ميترايي رو به هفت‌خوان ايراني نسبت ميده. و در مورد آيين‌هاي جوانمردي ايراني بعد از اسلام اينگونه ميگه:

«این نیز روشن است که دو پاره از آموزش های تنی و روانی در ایران پس از اسلام نیز در گودهای زورخانه و در گروه درویشان و رهروان عرفا روا شد. در این جا نیز گروهی گفته اند پس از اسلام ایرانیان برای آمادگی ستیز با دشمن نهایی در زورخانه ها گرد
آمدند و به جای گرز، میل و به جای کمان کباده .. را برداشتند و دور از چشم کارگزاران بنی امیه و بنی عباس به ورزش پرداختند.
این گفتار نیز بی پایه می نماید زیرا که پس از اسلام گروه های چهارگانه ی مردمان در ایران برهم ریخت، چنانکه بسی از کشاورزان دست به قلم بردند و دانشمند شدند. هر کس از هر گروه که می خواست می توانست که آشکارا سپاهی شود و شمشیر برگیرد
و گرز بکشد و نهان کاری در این باره در آن هنگام نبود و همه ی این نهان کاری ها می باید که ویژه ی آغاز زمان نیایش مهر در ایران و زمان چیرگی بابلیان بوده باشد که در زمان های پس از آن نیز به همان شیوه ی پنهان کاری در آموزش های مهری پایدار ماند!»

و براي صحنه گاوكشي ميتراس ارتباطي بين فريدون و گاو در شاهنامه پيدا ميكنه كه دروصف گاوي كه فريدون از شيرش خورده اينطور گفته:

همان گاو، کش نام پرمایه بود
ز گاوان ورا برترین پایه بود

و مشكل كشتن گاو رو اينطور حل ميكنه كه در واقع اين ميتراس نيست كه در صحنه گاوكشي در حال كشتن حيوان زبان بسته است. اينان مهرپرستانند كه در حال قرباني براي اويند! و براي آن شعري از عطار رو مثال ميزنه:

کو فریدونی که گاوان را کند قربان عید           تا من اندر قتلگاه،اله اکبر گویمی

او معتقده كه سهروردي يقينا مهرپرست بوده، و اين جملات رو از او نقل ميكنه:

«پیشه ی من سیاحت است. صوفی مجردم. هر وقتی روی به طرفی آورم. هر روز به منزلی باشم. و هر شب جایی مُقام سازم … چون در عرب باشم عشقم خوانند. و چون در عجم آیم مهرم خوانند … عشق بنده ایست خانه زاد که در شهرستان ازل پرورده شده است و سلطان ازل و ابد شحنگی کونین بدو ارزانی داشته است. و این شحنه هر وقتی بر طرفی زند و هر مدتی نظر بر اقلیمی افکند.
و در منشور
او نبشته است که در هر شهری که روی نهد می باید که چون بدان شهر رسد، گاوی از برای وی قربانی کنند … و هر گاوی لایق این قربان نتوان کردن و همه وقتی این توفیق به کسی روی ننماید …»

علاوه بر اين ردپاي عقايد مهرپرستي رو در اشعار عطار و سعدي و حافظ هم پيدا ميكنه.

اون موافق نظريه بهروز در زمينه وجود دو عيسي در تاريخه. او به اين نكته جالب در مسيحيت اشاره ميكنه كه در زمان تولد مسيح موبدان ايراني به دنبال ستاره صبح (نشانه ايزد مهر) بر محل تولد عيسي حاضر ميشن. كه مسيح همان مهرسوشيانسه.

او به «مهرابه»اي در نيشابور به نام «گنبد مهرآباد» اشاره ميكنه و معتقده كه يك پرستشگاه مهري بوده كه حداقل تا زمان غزنويان فعال
بوده…

***

در همين سالها پژوهشگران غربي همچنان در حال دور كردن ميتراس رومي از مهر ايراني و دادن هويتي اروپايي به وي بودند…

ادامه دارد…

2 پاسخ to “ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت چهارم)”

  1. امير ج Says:

    در ضمن! اين چه وضع فرهنگيه كه يه جا ميان چپ و راست گاو رو ميكشن… يه جا ديگه يه شير ميپره و كون گاو بدبختو گاز ميزنه!
    ( http://www.rahnamayan.blogfa.com/8703.aspx)
    راستي رابطه اي بين ميتراييسم و اين گاوه كه تو ونك كشتن چيه؟!
    http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=58302

    ………………………………………………..

    در مورد اون شير بي‌تربيت كه حتما تو يكي دو پست بعدي صحبت ميكنم. در مورد ميدون ونكم راستش حرفي ندارم! يكي نيست به اين آقايون بگه شما كه بال ندارين چرا گاو به اين گندگيو ميكشين كه بعدن نتونين از زمين بلندش كنين!

  2. امير ج Says:

    خرابتيم مرد!
    من رفتم تو كف پارگراف سهروردي…
    يكم ار كنستانتين و شواهد اون انجيل هاي مختلف و ساز و كار سياسي بعد از رفتن مسيح بگو برامون مرد!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: