ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت سوم)

حدود ۱۷۰۰ سال پيش دين رسمي اروپاييان مهرپرستي بود. در قرن اول ميلادي نرون امپراطور خونريز و مسيحي‌كش رومي رسما توسط تيرداد پادشاه مهرپرست ارمنستان به آيين ميتراييك گرويده بود. در يكي دو قرن بعد از او ميتراييسم در اروپا به شدت گسترش پيدا كرد و تبديل به دين رسمي شد كه تا زمان كنستانتين نخستين امپراطور مسيحي روم (و حتي بعد از او در زمان پسر از دين برگشته و ميتراپرستش ژوليانوسJulianus ) ادامه داشت. پس از آن در مدت زمان كوتاهي با گسترش قدرت مسيحيت در اروپا ميتراپرستي و نشانه‌هايش به سرعت از جهان برچيده شد. همه ميترايوم ها خراب شدند و بر سرشان يا بر خرابه‌هايشان كليسا ساخته شد و مسيحيت عملا در قرن چهارم پرونده اين دين را بست. اما يادگارهاي ميترايي همچنان با مسيحيت به زمان حال رسيد. روز تولد مسيح در ۲۵ دسامبر تقريبا از نظر اغلب پژوهشگران مسيحي ارتباطي با تولد مسيح ندارد. صحنه‌هاي مادر باكره، شام آخر، دوازده حواري، نان و شراب، و عروج صحنه‌هايي به شدت بحث‌برانگيزند.
ميتراي رومي در تعدادي از سنگ‌تراشيده‌هاي اروپايي به همرا
Sol در ضيافت شامي شركت ميكند و در تعدادي ديگر سوار بر ارابه‌اي آتشين به آسمان عروج ميكند…


****


پنجاه سال بعد از فرانز كومن ذبيح بهروز رياضيدان و طنزپرداز ايراني در دهه ۳۰ شمسي نظريه كاملا جديد و عجيبي ارائه داد. بهروز معتقد بود:
» در نوشته­ های کومون صفحه­‌ای نیست که از عبارات بت پرست و آتش پرست ودین بربر و دین شرقی پر نشده باشد. چون اروپاییان از این­گونه کلمات
در نتیجه­‌ی تبلیغات نفرت دارند او هم در بکار بردن آن­ها کوتاهی نکرده است. سبک کومون در تالیفاتش سبک روحانیون متعصب است، یعنی هرجا به صرفه و منظور او نبوده راه غلو و ستایش را پیش گرفته و هرجا صرفه نداشته چیزی از تحقیر و سب و لعنت فروگذار نکرده است. روی هم رفته این دانشمند هرچه نوشته با نظر طرفداری از کلیسا می­باشد و ارزش آن ناچیر است.» (ديباچه قصه سكندر و دارا)

بهروز مهارت زيادي در محاسبه زيج و گاهشماري ايراني داشت و بسياري از محاسبات را بر مبناي سال يزدگردي (كه از نظر او ربطي به يزدگرد ساساني نداشت) انجام ميداد. ملات اصلي او عبارت بود از:

  • شباهتهاي قابل توجهي كه ميان عيسي مسيح و مهر ايراني وجود داشت (و وي معتقد بود كه همه اينها را اولي از دومي
    وام گرفته است). مثل روز تولد معروف و مشكوك مسيح در ۲۵ دسامبر كه كساني اون رو در واقع همون شب يلداي ايراني و سالروز تولد مهر ميدونستند. همچنين مداركي كه از گسترش قابل توجه ميتراييسم و سپس محو كامل اون از سرتاسر اروپا در قرون اوليه مسيحي وجود داشت.
  • تاريخهاي متعدد و متناقضي كه از سالروز تولد عيسي و ساير وقايع مهم در كتب تاريخ‌نويسان بعد از اسلام وجود داشت.
  • مهارت قابل توجهش در گاه‌شماري ايراني
  • كمي هم سيمان تخيل مخلوط با ميهن‌پرستي

بهروز با تكرار محاسبات تاريخي و استفاده از اعدادي كه در كتب مورخان آمده بود به دو زمان مختلف براي تولد عيسي دست پيدا كرد. يكي در همين حدود ۲۰۰۰ سال پيش، و ديگري حدود ۴۰۰ سال قبل از اون در زمان اشكانيان (تقويم و تاريخ در ايران. از رصد زرتشت تا رصد خيام. بنگاه چاپخانه بانك ملي ۱۳۳۱).

از اين تناقض و ساير دلايل ريز و درشت به اين نتيجه رسيد كه در واقع دو مسيح در جهان وجود داشته! يكي همون عيساي ناصري متاخر، و ديگري مسيح موعود زردشتي يا مهر سوشيانس. ماه تولد مهر در ديماه (يعني همين شب يلداي معروف) در زبان سيستاني (كه از نظر بهروز مكان اصلي تولد مهر و مركز جهان بوده) كرشت ناميده ميشده كه احتمالا ريشه همان Christ لاتيني است. اون مسيحي كه در اسلام ازش نام برده ميشه و در قرآن هست هم همين پيامبر مهر است كه از مادري باكره به نام آناهيتا دردرياچه هامون به دنيا آمده و با عيسي افتراق داره. بهروز از نسخ تورفاني متون مانوي نام ميبره كه مسيح (يا همان مهر) به آمدن احمد يا محمد بشارت داده (راستش اين يكي رو خيلي كنجكاوم كه از كجا آورده).

نظريه بهروز مدافعان متعددي به دست آورد. چند سال بعد دكتر محمد مقدم (جستار درباره ناهيد و مهر. نشر هيرمند ۱۳۸۰) با تفصيلات بيشتر از همان نظريه پشتيباني كرد:

» در نيمه هزاره يازدهم، يك هزاره ونيم پس از زرتشت، در سال پنجاه و يكم شاهنشاهى اشكانى، نيم شب ميان شنبه بيست وچهارم و يكشنبه بيست وپنجم دسامبر ۲۷۲ پيش از ميلاد، مهر سوشيانس از مادرش ناهيد در ميان يك تيره سكايى ايرانى در شرق ايران زاييده شد. از سده سوم و چهارم پس از ميلاد كه دين عيسوى در غرب آسيا، شمال آفريقا و اروپا گسترده شد و دين «نو- زرتشتى» (دين زرتشتى آميخته با آئين هاى باستانى و سپس آميخته با دين مانى و انديشه هاى زروانى و دبستان هاى فكرى ديگر) را ساسانيان در ايران رسمى كردند، با آنكه دين عيسوى در همه چيز مينوى و مادى از دين مهر پيروى مى كرد و دين زرتشتى ساسانيان نيز زير نفوذ دين مهرى اشكانى بود، اسقفان كليسا و امپراتوران روم پس از كنستانتين و شاهنشاهان ساسانى و موبدان زرتشتى در ايران، دست به يكى كردند و همت بر آن گماشتند كه نام مهر و دين او و يادمان هاى آن از روزگار ناپديد شود و آنچه را كه نمى شد از ميان برداشت به نام ديگرى وانمود كنند… به نظر مى آيد كليسا حتى بردن نام مهر را ناشايست و ناروا مى دانسته، يا آنكه سپس تر در ويرايش نوشته هاى آگوستين هرجا كه نام مهر بود، آن را از ميان برده اند. از آنجا كه كليسا همه چيزهاى مهرى را در خود جذب كرده و پذيرفته بود و حتى روز زايش مهر را همچون روز زايش عيسى جشن مى گرفت،
و از سوى ديگر در ايران ساسانى با آن دشمنى كه با دين مهر داشتند [و حتى منابع تاريخى دوره اشكانى را نيز نابود كردند] و هم چنين در شرق دوره اسلامى با پيوندهاى ناگسستنى آن با فرهنگ ساسانى و نيز از ديد اسلامى كه عيسى مسيح را پيام آور برحق مى دانستند، شگفت نيست كه نزد آنها مهر و عيسى درهم آميخته شدند و نخستين نويسندگان اسلامى در تفسيرهاى
قرآن و در تاريخ
ها تنها از عيسى مسيح ياد مى كنند نه از مهر مسيحا».

اين دو معتقد بودند كه اگرچه ميترا در تاريخ ايران به گذشته‌هاي دور بر ميگردد، ولي ميتراي اروپايي در واقع پيامبري است مهر نام فرزند دختري باكره به نام ناهيد (كه از تخمه زرتشت در درياچه هامون بارور شده بود) كه در دوران اشكاني ظهور كرده‌است. به ترجمه تفسير طبري اشاره ميكند كه «مريم از آب بارور شد». همچنين به تصاويري از مهر ايراني در طاق بستان اشاره ميكند كه بر گل نيلوفر ايستاده (به نشانه زايش از آب). و دلايل مختلف از نوشته‌هاي مورخان بعد از اسلام مياورد كه بين مسيح و عيسي افتراق قائل شده‌اند. سپس به جراحي نام مسيح ميپردازد كه ربطي به آن Messiah عبري ندارد، بلكه ريشه در ميث يا ميشي سغدي دارد كه به معني ميانجي و ياور است. و اين شاهدي بر ايراني بودن اين فرد چرا كه مهر ايزد ايراني ايزد پيمان و ياوري و به معني ايزد ميانجي است. به كلاه اسقفان مسيحي اشاره كه ميكند كه نام آن Mitre است و آن را تاييدي بر اين نظريه ميداند.

در طول سالها اين پيامبر ناشناس بسيار مورد نقد قرار گرفته. ولي همچنان طرفداران پروپاقرصي دارد:

http://farhang.iran-emrooz.net/index.php?/farhang/more/3811/

****

حدود ۲۰ سال بعد از ذبيح بهروز مارتن ورمازرن Marten Vermaseren كتاب جامع خود با نام «آيين ميتراس» را در تاييد عقايد
فرانز كومن مينوشت كه همچنان به عنوان جامع‌ترين منبع پژوهشهاي ميترايي مطرح است. او ارتباطات جديدي بين آيين ميتراس اروپايي و مهرپرستي ايراني مطرح كرد. در بندهشن يافته بود كه «آنگاه كه مردگان به پا خاستند سوشيانس گاوي را خواهد كشت و از آميزه چربي آن با هوما شرابي خواهد ساخت كه به مردمان عمر جاودان خواهد بخشيد». او ارتباط نزديكي بين ميتراس و سوشيانس منجي برقرار كرد و عيسي را وارث اين صفت منجي‌گري ميدانست. به ضيافت شام ميتراس و
Sol و نان و شراب اين مراسم اشاره كرد و به عروج ميتراس به آسمان بر ارابه آتشين (مانند الياس). و اينكه ميتراس اروپايي ميانجي ميان انسان و خداست. به صحنه‌هايي از ميتراس اشاره كرد كه گاو آسماني را قبل از قرباني كردن به دوش ميكشد و آن را به صحنه بر دوش كشيدن صليب توسط عيسي نسبت داد.

او احتمال داد كه خداي شيرسر زروان نيست. او ممكن است اهريمن باشد، چرا كه در بعضي مهركده‌هاي اروپايي كتيبه‌هايي در وقف اهريمن يافت شده‌است. با اين حال او مطمئنا چيزي از نظريه بهروز نشنيده بود.

….

سالها بعد گروهي از پژوهشگران ايراني كه چندان موافق وجود مهر پيامبر نبودند از تركيب جنبه ايراني مهر با عقايد ورمازرن نظريه ميانه‌اي را مطرح كردند. جذابيت اين نظريه كه تا امروز ادامه دارد در ريشه نخستين آيينهاي مهر ايراني و اروپايي نيست، بلكه در ادامه داستان مهرپرستي تا بعد از اسلام و آيينهاي عياري و حافظ و سهروردي و درويشي و .. تا امروز است.

ادامه دارد…

4 پاسخ to “ميتراي ايراني و ميتراس رومي:كالبدشكافي يك ايزد (قسمت سوم)”

  1. احمد Says:

    عالی!

  2. امير ج Says:

    همين بود… يه خروجيشم پشت آبشار در مياد!
    http://www.anobanini.ir/travel/fa/esfahan/1385/10/post_20.php

  3. امير ج Says:

    عالي بود مرد…هميشه مرموز بوده برام اين مهر پرستي…
    راستي. تو ايران هم شبيه اون معابد گمونم چندتايي باشه… يكيش كه تو كاشان بود رو ديده بودم خودم… اونم همين جوري دالون و تونل شكل بود. ولي عكس در و داف نداشت!:)

  4. سارا Says:

    چه پیچیده!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: