مطالب فرهنگي!

من دچار يك تضاد فردي فرهنگي شدم!

فرهنگ چيه؟ وقتي ميگيم كه مثلا داريم «در مورد مسايل فرهنگي»
صحبت ميكنيم منظورمون دقيقا چه مسايليه؟
!

خوب طبيعيه كه براي ريشه‌يابي اين مفهوم فرهاد كنجكاوانه به سراغ
لغتنامه‌ها برم. و با دهخدا شروع كنم
:

فرهنگ: (از فر ، پيشوند+ هنگ از ريشه ثنگ
اوستايي به معني كشيدن و فرهختن و فرهنگ). هر دو مطابق
است با
Educat و Edure در لاتيني كه به معني كشيدن و نيز
به معني تعليم و تربيت است (حاشيه
برهان چ معين).به معني فرهنج است كه علم و دانش و ادب باشد.

شعر!

تو دادي مرا فر و فرهنگ و راي

تو باشي به هر نيك و بد رهنماي (فردوسي)

….

كه اي استاد عالم ، مرد فرهنگ

غلط گفتي كه باشد لعل در سنگ (نظامي)

….

ملكداري را ديانت بايد و فرهنگ و هوش

مست و غافل كي تواند؟ عاقل و هوشيار باش (سعدي)

الخ

خوب! تا اونجا كه من تونستم جملات بالا رو
decoding
كنم اينجور دستگيرم شد كه واژه فرهنگ يه ربطايي
به
education داره و در عين حال به معني
جامع علم و دانش و ادب هم هست! و بزرگي و سنجيدگي

(برهان)

جستجوي من در لغتنامه‌هاي لاتين، فرانسوي و انگليسي جهت بافتن عبارت Edure ناكام
ماند! ولي
در جستجوي معادل لاتين
education
موارد زير رو پيدا كردم:

catechesis, cultu, cultui, cultum, cultus, disciplina, disciplinae,
disciplinam, doctrina, doctrinae, doctrinam, doctrinas, doctrinis,
ineruditionis, institutione

با ديدن اين كلمات متوجه نكته جالبي شدم كه
ما در فارسي روزمره فرهنگ رو معادل كلمه culture در انگليسي هم به كار ميبريم. كه حداقل با اون معني‌اي كه از
واژه انگليسي ميشناسم خيلي ربطي به
فر و بزرگي و دانشمندي نداره. خوب مجبور شدم يه سر به Websters بزنم:

Culture

Noun

1. A particular
civilization at a particular stage.

2. The tastes in art
and manners that are favored by a social group.

3. All the
knowledge and values shared by a society.

4. (biology) the
growing of microorganisms in a nutrient medium (such as gelatin or agar);
«the culture of cells in a Petri dish».

5. A highly
developed state of perfection; having a flawless or impeccable quality;
«they performed with great polish»; «I admired the exquisite
refinement of his prose»; «almost an inspiration which gives to all
work that finish which is almost art»–Joseph Conrad.

6. The raising of
plants or animals: «the culture of oysters».

 

با مراجعه به ويكي‌پديا در ذيل عنوان culture جستجو رو ادامه دادم. ظاهرا كلمه culture در زبان انگليسي در طول يكي دو قرن گذشته با گسترش دانش مردم‌شناسي
يه تغيير مفهومي از تعريف شماره ۵ بالا به شماره ۱و ۲ و ۳پيدا كرده، و بار ارزشي
خودش رو از دست داده. در قرن هيجدهم مفاهيم
high culture و low culture يا همون
بافرهنگ و بي‌فرهنگ خودمون در زبان وجود داشتند، ولي از اواخر قرن نوزدهم به بعد
اين كلمه بار ارزشي كمتري پيدا كرده و تعريف فرهنگ از «سلايق و رفتارهاي
گروههاي منتخب اجتماعي» به مفهوم عام «الگوهاي اجتماعي» تغيير پيدا
كرده. طبيعتا ما در فارسي هم كمي تا قسمتي ميراث‌خوار اين تغيير هستيم. چون برخلاف
جنابان فردوسي و نظامي و سعدي و بقيه دوستان عبارت فرهنگ رو لزوما در معناي ارزشي
بافرهنگ و بي‌فرهنگ به كار نميبريم. اگرچه گاهي به «فرهنگ غني ايراني و
اسلامي» افتخار ميكنيم، ولي گاهي هم از «فرهنگ شفاهي كوچه و
بازار»  و «فرهنگ قبايل
بدوي» هم صحبت ميكنيم.

خوب!ظاهرا يه چيزايي دستم اومد! فرهنگ يه مفهوم عام از
رفتارها و كردارها و باورهاي يك گروه از مردمه كه ميتونه بار ارزشي داشته‌باشه و
ميتونه بدون قضاوت استفاده بشه.

در تاييد فرمايشاتم هم تعريف فرهنگ رو در دانشنامه
رشد
پيدا كردم، ظاهرا متعلق است به جناب تايلور:

«فرهنگ
مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها
, اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله
انسان
بعنوان عضو جامعه کسب شده است.«.

همين دانشنامه در ادامه جمله
درخشان زير رو هم بيان كرده:

«به طور کلی می‌توان
فرهنگ را میراث اجتماعی انسان دانست که او را از سایر

حیوانات متمایز می‌سازد. این وجوه تمایز را که منحصر به
انسان است می‌توان
مبتنی بر چهار ویژگی بشرح زیر دانست :

  • تفکر
    و قدرت یادگیری
  • تکلم
  • تکنولوژی
  • اجتماعی
    بودن(زندگی گروهی)»

البته لازم به ذكره كه
آنچه ما در زندگي روزمره استفاده ميكنيم لزوما مطابق با لغتنامه نيست و به قول
جناب ابي » هيچ عاشقي عاشقي رو ياد نگرفته از كتاب»!

ما چه
مفهومي از فرهنگ رو ميشناسيم؟ در پاسخ به اين سوال هميشه من ياد «اخبار علمي،
فرهنگي هنري» ميافتم. ولي هرچي سعي كردم مطالب فرهنگي غيرعلمي و غيرهنري  اين اخبار رو به ياد بيارم نتيجه نداد. خلاصه اينكه
فهميدم تو كتابا چي نوشته، ولي نفهميدم منظور از «مطالب فرهنگي» در
زندگي روزمره چيه!

چرا
اينهمه صغري كبري چيدم؟ چون اين وبسايت رو ديدم:

http://publicrelations.tums.ac.ir/content/?contentID=202

http://publicrelations.tums.ac.ir/news/category.asp?categoryID=34

نگران
نباشين! اينا عمرا فيلتر نيستن!

ميتونم به
خودم بقبولونم كه مطالب مذهبي بخشي از فرهنگ ايراني هستند، چون مطابق تعاريف فوق
مذهب بخشي از فرهنگ ماست. ولي آيا اين به اين معنيه كه در صفحه فرهنگي دانشگاه
علوم پزشكي تهران تنها عناويني كه لقب فرهنگي دارن اينان؟

ويژه نامه رمضان 

دعا و مناجات

ايام و مناسبت هاي ويژه مذهبي 

ميلاد و اعياد مباركه

احاديثي از ائمه اطهار

زندگي نامه معصومين

مطالب رسيده

 درسهايي از قرآن

 و اخبار فرهنگي فقط تبريك و تسليت مرگ و تولدهاي تاريخيه؟

اين وبسايت به من آموخت كه وقتي دو نفرفارسي زبان از «مطالب فرهنگي»
صحبت ميكنن هيچ دليلي نداره كه در مورد يك موضوع مشابه صحبت كنن! و حرف همو بفهمن

5 پاسخ to “مطالب فرهنگي!”

  1. حجت Says:

    نه رضا، من با این قسمتی که راجع به معاونت دانشجویی فرهنگی گفتی موافق نیستم. قسمتی از مشکل اینه که نمونه تو (وب‌سایت) مناسب نیست (چون اصولاً هیچ معاون دانشجویی‌ای جرئت نداره راجع به «اردوهای دانشجویی» — حتی شاید نوع زیارتی‌اش) در «وب‌سایت» چیزی بنویسه.

    و من دوره‌ای رو یادم می‌آد که دکتر مهرداد معاونت دانشجویی فرهنگی بود…. و درک قابل قبولی از «فرهنگ» داشت (به نظر من). اما اون هم در وب‌سایتش به این مساله اشاره نمی‌کرد.

  2. آنا Says:

    یعنی تو پاک خارجی شدیا! یادت رفته اینجا چه خبره اصلا! یعنی تو واقعا واسه درک کلمه فرهنگ تو دانشگاه تهران می ری کجاها را می گردی؟!!!

  3. رضا Says:

    به حجت: موافقم، ولي بقيه مثالهايي كه زدي يه چيزايي بيش از درك متفاوت توشون هست، سوءاستفاده و پايمال شدن حق و … ولي وقتي به معاون دانشجويي فرهنگي دانشگاه تهران ميگي كار فرهنگي يعني چي احتمالا غير از ليست وبسايت چيزي اصلا به ذهنش نميرسه!

    به آفتاب: خوب يه پيغمبر ديگه بگو لينكشو بذارم تو وبلاگ

  4. آفتاب Says:

    تو هم که بین پیغمبرا رفتی سراغ جرجیس! آخه مرد حسابی، مگه تو دانشگاه تهران درس نخوندی که انتظار تعبیر دیگه ای از فرهنگو داری تو وبسایتش؟ دانشگاه دولتی جمهوری اسلامی انتظار داری چی بگه بهت؟ از نظر اینا هرچی که نمیتونی تو جاهای دیگه مثلا علمی جاش بدی ولی دانشگاه میخواد و اصرار داره رسما به رخ بکشه میشه «فعالیت فرهنگی». نتیجه اش میشه همین دو تا لینکی که گذاشتی.

  5. حجت Says:

    در فرهنگ ما هم (!) قبلاً «فرهنگ» با آموزش خیلی گره خورده بوده… به معلم‌ها هنوز هم گاهی می‌گن فرهنگی و اصلاً اسم آموزش و پرورش قبلاً بوده وزارت فرهنگ (یا ادارهٔ فرهنگ، دقیقاً نمی‌دونم). اگر «فرهنگ چیست» رو با همین گیومهٔ لاتین که گذاشتم تو گوگل سرچ کنی نزدیک ۱۰۰۰۰ تا جواب می‌آد…

    در مورد کلیت چیزی که گفتی کم و بیش موافقم. منتها «فرهنگ» تنها چیزی نیست که وقتی دو تا ایرانی ازش حرف می‌زنن ممکنه منظورشون فرق کنه. موردهای دیگه می‌تونن اینا باشن: «حق» «احترام» «شایستگی» و حتی «انسانیت»!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: