مكتب در فرآيند تكامل

حدود ۲ سال پيش به پيشنهاد و همراهي جناب خورشيدك به ديدن رضا عليجاني رفتيم، كنار ديوار حسينيه ارشاد يك ساعتي نشستيم و سوال و جواب كرديم.
نتيجه اين جلسه يك ليست كتاب شد كه به مدت يك سال ميان ورقه‌هاي دفترچه يادداشت من خاك ميخورد. نمايشگاه كتاب پارسال بود كه خورشيدك به من تلفن كرد و سراغ ليست كذايي رو گرفت…

در ميان همه كتابهايي كه در نتيجه اين مكالمه به كتابخانه شخصي جناب خورشيدك اضافه شد يك كتاب با بقيه متفاوت بود. در همان نگاه اول!

«مكتب در فرآيند تكامل: نظري بر تطور مباني تفكر تشيع در سه قرن نخستين» سيد حسين مدرسي طباطبايي. مترجم: هاشم ايزدپناه. انتشارات كوير. چاپ سوم. آذر۱۳۸۶

يك نگاه به پشت جلد كافي بود كه متوجه بشيد با يك كتاب علمي طرف هستيد: سيد حسين مدرسي، اهل قم! تا سطوح عالي را در حوزه علميه قم طي كرد. در سال ۱۳۶۱ از دانشگاه آكسفورد دكنرا گرفت (اين يكي واقعيه! باور كنين).  استاد صاحب كرسي دانشگاه پرينستون، كلمبيا و آكسفورد و استاد مدعو دانشگاههاي ييل و هاروارد! به اندازه كافي جذاب و تاثيرگذار بود!

با يك تورق سرسري هم ميشد فهميد كتاب به سبكي متفاوت با روش معمول نويسندگان ايراني نوشته شده. همه صفحات تقريبا بلااستثنا به دو بخش تقسيم ميشد، نيمه زيري مملو از منابع و ارجاعات مختلف بود. تقريبا جمله‌اي پيدا نميكنيد كه منبع نداشته باشه.

كتاب رو همون روز اول از خورشيدك گرفتم و به سرعت به پايان رسوندم. از اون روز تا الان چهار يا پنج جلد اين كتاب رو به عنوان هديه به اين و اون دادم و در ميان ۴۰ ۵۰ كتابي كه با خودم از ايران آوردم اين كتاب جايگاه خاصي داره.

متن اصلي كتاب به زبان انگليسيه:
MODARRESSI,
HOSSEIN. Crisis and Consolidation in the Formative Period of Shi’ite
Islam. Princeton, N.J.: Darwin Press, 1993. 280 pp.
و به نظر من هاشم ايزدپناه به رواني و حرفه‌اي گري قابل قبولي تونسته اصطلاحات فني و فقهي رو به فارسي ترجمه كنه. اگرچه بعضي جاها ديگه در فقهي نويسي زياده روي كرده!
كتاب به دو بخش اصلي تقسيم ميشه:
بخش اول كه شامل چهار فصله به تحليل ريشه‌شناسي بحران امامت و غيبت در سه قرن نخست هجري ميپردازه. اينكه مفهوم امامت چطور با گذشت زمان معاني و كاربردهاي جديدي پيدا ميكنه و تشيع از يك حركت سياسي به يك جريان معنوي تبديل ميشه (فصل ۱). چطور با باز شدن راه تفسير و سنگين شدن بار معنوي مفهوم امامت راه براي جريانهاي غلوگرا و عرفاني باز ميشه (فصل ۲). چطور از امام هفتم به بعد به تدريج جانشيني امامان تبديل به بحراني فزاينده ميشه (فصل ۳). و چطور به ناگهان با مرگ امام يازدهم تشيع با بحران جديدي مواجه ميشه (كه البته كتاب با هنرمندي به ريشه‌شناسي اين بحران در يك بستر صد ساله ميپردازه) و نقش افرادي مثل عثمان بن سعيد و ساير نواب مالي امام
يازدهم در پيش رفتن داستان (فصل ۳). و نقش دانشمندان و متكلمان شيعه پس از غيبت كبري كه ديگه هر نوع دسترسي‌اي به امام غايب قطع ميشه در تئوريزه كردن اين مفهوم (فصل ۴).
بخش دوم كتاب ترجمه متوني از ابن قبه است در پاسخ به نقدهاي معتزلي و سني كه نقش اون رو در تئوريزه كردن فلسفه امامي مشخص ميكنه.
براي خواننده عادي خوندن بخش اول جذاب و تاثيرگذاره. اينكه كتابي چنين بي‌طرفانه به نقد شواهد اون دوران بپردازه و با حداقل پيش‌داوري خواننده رو در معرض نظرات مخالف قرار بده و سعي كنه به آرامي از ميان اين متون متضاد به جمع‌بندي‌اي منتقدانه برسه. به نظر من (به عنوان يك خواننده عادي) اين كتاب يكي از معدود كتب تاريخ تحليلي شيعه است كه در دام تعصب و تندروي (چه در دفاع و چه در رد) و تفسير به راي نويسنده نيافتاده و منتقدانه (و تا حدودي) بي‌طرفانه به مقصد رسيده.
ظاهرا براي دانشمندان و خوانندگان حرفه‌اي بخش دوم كتاب هم به اندازه بخش اول مهم و تاثيرگذار بوده. Kohlberg در ژورنال American Oriental Society در نقد بخش دوم كتاب اينگونه نوشته:
«جالب است كه نام يكي از دانشمندان تاثيرگذار تاريخ شيعه قبل از انتشار اين كتاب خارج از حلقه‌هاي تخصصي ناشناخته بود و آنها كه به دنبال ابو جعفر بن قبه ميگشتند نام او را جز در متون پراكنده و مجزا نمييافتند. حتي نام او نيز سالها به غلط Ibn Qubba تلفظ ميشد.
پروفسور مدرسي وي را از غبار ناشناختگي خارج كرد و نقش موثر او را در تفكر شيعه امامي روشن ساخت». جالبه كه ظاهرا تلفظ درست نام ابن قبه Ibn Qiba است.
The Journal of the American Oriental Society. 114.n3 (July-Sept 1994): 459(2)

Poonawala در ژورنال Journal of Law and Religion در نقد اين كتاب گفته» اين كتاب اثري مهم و نشاندهنده دانش وسيع مدرسي در اين زمينه است كه توانسته چنان حجم عظيمي از منابع را در كنار يكديگر قرار دهد. اين كتاب به شدت براي دانشجويان علوم اسلامي توصيه ميشود».
Journal of Law and Religion, Vol. 15, No. 1/2 (2000 – 2001), pp. 455-458

Arjomand هم در ژورنال The journal of Religion در نقد كتاب نوشته» اين كتاب نخستين بررسي منتقدانه و جدي قرن نهم و بحث امامت و  جانشيني است»
The Journal of Religion, Vol. 75, No. 2 (Apr., 1995), pp. 314-315

خلاصه كنم! كتاب حرفهايي براي گفتن دارد. براي من كه مدتها به دنبال كتابي بودم كه نگاهي غيرمغرضانه و غيرمتعصبانه به مفهوم غيبت و امامت داشته باشد خواندن اين كتاب غنيمتي بود.

4 پاسخ to “مكتب در فرآيند تكامل”

  1. بابك Says:

    يك نقد در مجله خردنامه نوشته شده بود. خيلي وقت بود مي‌خواستم scan كنم بفرستم.

  2. آفتاب Says:

    با کمال میل! چه جوری؟!

  3. رضا Says:

    پولشو بده برات بخرم!

  4. آفتاب Says:

    برادر … لینک این کتابو که تو آمازون گذاشتی زیرش 3-4 تا کتاب دیگه معرفی کرده! من اونارو میخوام! مخصوصا یکیشونو. (شیعه اولیه) چیکار باید بکنم؟!
    ضمنا کتاب عالی بود. همین طور اون نامه های ابن قبه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: