جديدالورود!

بالاخره پس از مدتي وقفه به دنياي مجازي (واقعا اسم بيخوديه‌ها! همونطور كه كلمه گفته اصلنم مجازي نيست) برگشتم. در طول هفته گذشته مشغول اسباب كشي و خريد وسايل خونه بوديم. ميتونم بگم خونمون تا حدودي به gold standard (يعني همون خونه‌ي تهرانمون!) داره نزديك ميشه. البته دانشگاه هم شروع شد.
======

از سن و سال ما كه گذشته! نميدونم دانشجوهاي جديدالورود كه ميان دانشگاه تهران روز اول با چه صحنه‌اي مواجه ميشن. ظاهرا يه اردوهاي آشنايي دارن. حتما بهتر شده!

از شهريور سال ۷۴ كه روز اول رفتم دانشگاه (البته به همراه پدر!) دو تا خاطره تو ذهنم مونده. يكي اينكه بعد از يه صبح تا ظهر علافي عتقبت گفتن بهمني شدي و برو و شش ماه ديگه بيا و ديگه مردكي به اسم لاجوردي كه هنوز هم نميدونم چيكاره بود و ظاهرا بايد براي گرفتن خوابگاه پيشش خواهش و تمنا ميكرديم. وقتي بعد از كلي ناز و غمزه راضي به دادن خوابگاه بهم شد و شروع به نوشتن اسمم كرد تا اسم بابامو ديد (جمشيد) چنان با خشونت گفت: اسم باباتم كه طاغوتيه!! كه من در اون شرايط خفقان كلي شرمنده شدم! البته اونايي كه لاجورديه مرحوم نامغفور و يادشونه كراوات پهن گل‌منگلشو هم حتما به ياد مي‌آرن!
….
بعد از جلسه orientation دانشگاه مكمستر و تور دانشگاه كه يه دانشجوي سال بالايي باهامون اومد و از سير تا پيازشو برامون توضيح داد يه گشتي توي محوطه دانشگاه زدم. دانشجوهاي undergraduate با لباساي رنگي تو دسته‌هاي كوچيك داشتن با صداي طبل و …رژه ميرفتن و داد و بيداد ميكردن. نزديك‌تر كه شدم ديدم براي خودشون دنيايي دارن و دارن در واقع از سر و كول هم بالا ميرن! حتما روز اول دانشگاه براشون كلي خاطره ميشد.

جالبه! وقتي هنوز داشتم از دور به محوطه نزديك ميشدم به محض شنيدن صداي طبل و آواز و شعار هاي محو ياد پادگان ۰۱ و رژه‌هاي سربازي افتادم و يهو قلبم تند زد! ياد واكس زدن پوتين و نظام از راست و صبحگاه و طبل بزرگ زير پاي چپ…
وقتي نزديكتر شدم بر تمام اونايي كه اين مزخرفات و توي مغز ما حك كردن لعنت فرستادم…

6 پاسخ to “جديدالورود!”

  1. زانا Says:

    ديدگاه هات رو راجع به روزهای نخست توی يه دانشگاه خارجی در مقايسه با همون روزها توی ايران رو خيلی دوست دارم! هرچی بيشتر می گذره بيشتر به بعضی تفاوت های به ظاهر خيلی ساده و در واقع خيلی عميق پی می بری.

  2. احمد اوف Says:

    ما کهنه سر با ز ان دهه چهل شمسی با تفنگ سر پر حاج مو سی جلو ی در منز لمانمقرا ول می دهیم ومنتظر دشمن می ما ننم تا یک گلو له به پیشا نییش خا لی کنیم.ما اینیم

  3. بابك Says:

    به نظرم بيشتر فيلم كمدي ميشه تا هندي! البته كانادا كشور بي‌طرفه نگران نباشين.

  4. رضا Says:

    عجب فيلم هندي‌اي! بايد از الان تصميممو بگيرم كه شليك بكنم يا نه!

  5. سامه Says:

    مبارکه!روز اول همیشه برای من وحشتناکه!
    در مورد پوتین و اینا هم چند وقت حرف این بود که اگه جنگ شه بابک باید بره خط مقدم، تو هم از اون ور ممکنه در جناح دشمن مشغول فعالیت باشی!

  6. نازنین Says:

    سلام، وبلاگتون قشنگ بود خیلی
    یه سر هم یه سایت ما بزن ممنون میشم
    GHOORGHOOR . c o m
    آدرس را در قسمت سایت درج کردم
    اولین سایت بین المللی نقاشی
    موفق باشید
    نازنین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: