بدون شرح

امروز صبح داشتم ميومدم سر كار مثل هر روز از كنار يه مسجد رد شدم. يه خانم هم همراه پسر كوچكش كه كيف مدرسه رو دوشش بود از كنار من گذشتن. يه لحظه در تلاقي جغرافيايي من و اونا اين كلمات رو از مادر شنيدم:

سلام كن عزيزم! به خدا سلام كن!…

چه حسي داره سفر حج روزانه اين پسر كوچيك از راه خونه به مدرسه…

یک پاسخ to “بدون شرح”

  1. احمد Says:

    شاید منظور مامانش این بوده که به تو سلام کنه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: