Stand on the shoulders of giants

دفعه قبل حس فارسی نوشتن نداشتم. امروز دارم!

صحنه اول:

چند روز پیش یک نفر از دوستان رو دیدم. ناراحت بود. پرسیدم چی شده؟ گفت که قراره بره و در یک جلسه ای برای چندتا آدم مهم در زمینه دستاوردهای علمی انقلاب اسلامی گزارش بده! مشکل اینجاست که اطلاعات ثبت شده ای وجود نداره و داره دائم توی اینترنت دنبال دستاورد می گرده و از کشف داروی ایدز گرفته تا انرژی هسته ای رو به عنوان دستاورد انقلاب ثبت میکنه. گفتم خوب حالا از کجا میفهمی که یه پیشرفتی دستاورد انقلاب بوده یا نبوده؟ گفت: طبیعتا هر اتفاقی که بعد از انقلاب افتاده رو باید به عنوان دستاورد انقلاب فرض کرد دیگه! گفتم: حتی زلزله بم؟!

موندم! از اعتماد به نفس سفارش دهنده این پروژه تا کار سختی که این رفیقمون در پیش داره!

صحنه دوم:

برای کاری رفتم دفتر رییس دانشگاه. از دیدن یک صحنه کلی کیف کردم. عکسهای روسای دانشگاه از بدو تاسیس تا الان کنار هم با اسم روی دیوار بود. ظاهرا اون کسی که این کار رو کرده یا اعتقاد داره (یا از جبر زمانه پذیرفته) که صفر زمان از ۱۳۵۷ شروع نمیشه و فراموش کردن گذشته فقط به معنی فراموش کردن تجربیات خوب و بد خودمونه.

صحنه سوم:

فرض کنید که شما یک پادشاه یا سلطان یا خلیف هستید. برای هرکاری نیاز به یک تقویم دارید. و هر تقویمی به یک صفر زمانی احتیاج داره. چند راه در پیش دارید:

۱- یا صفر رو از اول پادشاهیتون تعریف کنید

۲-یا صفر سایر اقوام رو قرض بگیرید

۳-یا یک واقعه مهم رو در تاریخ و اعتقاداتتون صفر فرض کنید

همه این حالتها به کرات در تاریخ رخ داده. نکته اینجاست که همه سوای از اینکه کدوم راه رو انتخاب کردن بعد از مدتی علت این کار یادشون میره. اون صفر یه مفهوم مطلق میشه. و این شبهه در اونا ایجاد میشه که احتمالا لحظه صفر جهان هم همون نقطه اییه که اونا تعریف کردن. اونوقت در یک حرکت رادیکال اسم دوران قبل از اون رو (حتی اگه هزاران سال باشه) جاهلیت و طاغوت میذارن!

صحنه چهارم:

سایت google scholar شعاری داره از آیزاک نیوتن که من هر دفعه میبینم لذت میبرم:

«If I have seen further, it is by standing on the shoulders of giants.»

 

4 پاسخ to “Stand on the shoulders of giants”

  1. من! Says:

    خوب!

  2. سهراب Says:

    کسانی که تاریخ و گذشته رو پاک میکنن و یا تحریف می کنن، اصولا یه جاهایی سوتیای گنده ای میدن که اگه مردم :» در خانه اگر کس است… » باشن متوجه پارادوکس میشن. از دلایل اصلی تحریف های تاریخی همون در بالا خانه هاست!!!

  3. رضا Says:

    كاملا موافقم. هم آدم باهوشيه ، هم با اين كار ميخواد جاي خودشو بزرگتر نشون بده. ولي قبول كن كه اين جبر زمانه است كه به آدمايي كه فكر ميكنن جهان با تولد اونا متولد شده و قبلش همه جا تاريك بوده نشون داده كه بدون دست دراز كردن به سمت گذشتگان كاري از پيش نميبرن.

    بايد اون تابلوها رو ديد. trend تغيير قيافه‌ها خيلي جالبه! مثل حلقه‌هاي درختا كه نشون ميده كي مثلا خشكسالي شده يا كي يه دفعه طوفان نوح شده! تغيير الگوي قيافه‌ها واقعا گوياست!

  4. آفتاب Says:

    درباره ی صحنه ی دوم یه فرض دیگه هم وجود داره. همه آذما میخوان بگن گنده ن! ولی اونایی که کم هوشن، این کارو با معرفی خودشون به عنوان اولین می کنن و هرچه تاریخ شروعو نزدیک تر به خودشون نشون می دن و بقیه رو زیر سوال میبرن! ولی اونایی که باهوشن، می دونن اگه اعلام کنن «ببین من جای کیا نشسته م!» گنده تر می شن. بنابراین تارخ منتهی به خودشونو هرچه عقب تر می برن و گنده تر می کنن! هر دو مدل هم شکلای کاریکاتوری و جدی داره البته!
    و رئیس دانشگاه تهران ظاهرا آدم باهوشیه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: