«سيب بزن» حوا گفت…
«جان؟» آدم گفت!
«سيب بزن… سيب! از اينا» حوا گفت!
«از شما بعيده خواهر من! شما مثلن اشرف مخلوقاتيد! رفتار شما بايد نمونه باشه. اگر شما يك چنين كاري بكنيد ديگه چه انتظاري از اين فرشته هاي بي خاصيت ميشه داشت؟» آدم گفت.
«هيچي بابا!… فراموش كن!» حوا گفت!
…
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این را دوست دارد.
This entry was posted on اوت 20, 2011 at 12:16 ق.ظ. and is filed under همه چيزهاي ديگر!, اسطوره. شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را از راه خوراک RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
اوت 31, 2011 در 5:38 ق.ظ. |
سلام دوست عزیز. با خوندن مطالبی از وبلاگ شما خصوصاً در مورد قرانهای صنعا این سئوال برام مطرح شد که چرا شما سعی نمیکنید این مطالب جالب رو در ویکی پدیا هم قرار بدین. بهرحال ویکی پدیا یه بخشی از فرهنگ جهانی شده و مطمئنا اثرگذاری دانش شما رو چند برابر میکنه
اوت 31, 2011 در 5:56 ب.ظ. |
لطف داری. هرچند از یک طرف ویکی نوشتن مهارتی میخواد که من ندارم، از طرف دیگه، خیلی از مطالبی که توی این وبلاگ ازشون صحبت کردم بحث برانگیز و محل مناقشه هستند، و نه «فکت» های پذیرفته شده که قابل طرح در ویکی پدیا باشند.
سپتامبر 1, 2011 در 4:22 ب.ظ. |
خب ویکی پدیا دقیقا جاییه که باید مسائل مناقشه برانگیز در اون مطرح بشه. در مقالات ویکی الزاماً نباید چیزهایی که گفته میشن فکت و اثبات شده باشن. بلکه نظرات موافق و مخالف در کنار هم مطرح بشن. این بخشی از منطق نقد دنیای جدیده. شاید بشه بهش گفت هرمونتیک. ولی در نظر داشته باشید مطالبی که در ویکی مینویسد ممکنه برای سالها و مکرراً مورد استفاده قرار بگیره.
اوت 26, 2011 در 12:30 ب.ظ. |
آدم به حوا: بنداز دور اون سيب رو که بدبختمون کرد
…..
سالها بعد اون سيب رو استيو جابز از روي زمين برداشت و برروي لپتاپش گذاشت و کلی پولدار شد!
اوت 27, 2011 در 10:33 ق.ظ. |
اوت 20, 2011 در 3:08 ب.ظ. |
salam
modatie nabodam emroz omadam khonademt
khob bood harchand bazi vaghta enghadr eshare va tamsil dare ke man nemifahmam
khaste nabashi va baz benvis
اوت 21, 2011 در 9:38 ب.ظ. |
ممنون که بازم بهم سر زدی و ببخشید که مطلب باب میلت نبود! چندان تمثیلی در کار نیست! اشکال از فرستنده ست!
وبلاگت رو مدت هاست به لیست فیدهام اضافه کردم و از خوندنش لذت میبرم.